تبليغاتX
حظ رب: فاطمه سلام الله علیها
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

   

قرار بر شب قدر است، شبي كه مهربان‌ترين كلمات بر پيشاني زمين نقش مي‌بندد و مقدس‌ترين واژه‌ها اتفاق مي‌افتد، شبي كه آيه آيه روشني تفسير مي‌شود و سوره سوره زيبايي تكثير.

شبي كه فرشتگان بر آستينش سجده مي‌كنند و بر آستانش سر مي‌ستايند.

شبي كه منبع فخر است و مطلع فجر.

شبي كه مقدرات يكسال عاشقي را در بين اهالي زمين به حراج مي‌گذارند و همه فرصت تاراج «كل امر» را دارند، همه به قدر بندگي محض، بزرگي‌شان را به رخ مي‌كشند و سهم هيچكس به يغما نمي‌رود.

شب‌هاي كوفه هميشه- حتي درشب قدر- مه‌آلود است و مبهم، تا هيچ چشم نامحرمي مولا را با كوله‌باري از نان و عاطفه و خرما به تماشا ننشيند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 6:58  توسط م. یزدی  | 

 

رمضان ماهى است كه ابتدايش رحمت است و ميانه‏اش مغفرت و پايانش آزادى از آتش جهنم.
بحار الانوار، ج 93، ص 342
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 6:53  توسط م. یزدی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

۞ لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَٰكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَىٰ حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَىٰ وَالْيَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا ۖ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ ۗ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ ﴿١٧٧﴾

نیکی، (تنها) این نیست که (به هنگام نماز،) رویِ خود را به سوی مشرق و (یا) مغرب کنید؛ (و تمام گفتگوی شما، در باره قبله و تغییر آن باشد؛ و همه وقت خود را مصروف آن سازید؛) بلکه نیکی (و نیکوکار) کسی است که به خدا، و روز رستاخیز، و فرشتگان، و کتاب (آسمانی)، و پیامبران، ایمان آورده؛ و مال (خود) را، با همه علاقه‌ای که به آن دارد، به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق می‌کند؛ نماز را برپا می‌دارد و زکات را می‌پردازد؛ و (همچنین) کسانی که به عهد خود -به هنگامی که عهد بستند-وفا می‌کنند؛ و در برابر محرومیتها و بیماریها و در میدان جنگ، استقامت به خرج می‌دهند؛ اینها کسانی هستند که راست می‌گویند؛ و (گفتارشان با اعتقادشان هماهنگ است؛) و اینها هستند پرهیزکاران! (آیه ١٧٧/بقـــــره)

تنزیل من رب العلمین

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 6:23  توسط م. یزدی  | 

بنام خدا

به عنوان آخرین مطلب برای پایان دادن بحث با شما، عرض کنم که تمام طول مدتی که من و شما در مورد وجود خداوند، عدل خداوند ، علت واجب بودن برخی واجبات مثله نماز و یه سری مسائل مانند صدقه و از این دست، بحث میکردیم ، بنده کوچک ترین بی ادبی به شما نکردم، سعی کردم با صبوری تااونجا که در توانمه به شما جواب هایی رو بدم... اگر شما طالب متن تمام کامنت هاتون هستید که مدعی نشید من حرفای شما رو سانسور کردم و نرید همه جا عنوان کنید که گله مندید از بی سوادی بعضی مسلمونا! که فقط چند تا آیه رو علم کردن و چیز دیگه ای تو چنته ندارن برای بحث و الی آخر...و اینکه گله مندید که تو این وبلاگ نوشته های شما سانسور شده! باید عرض کنم همون موقعی که من بخشی از سوالات شما رو عنوان کردم، تمام کامنت هاتونو هم تایید کردم... اما کاش من هم کامنت هایی رو که توش انحراف، سطحی گرایی در دین، تظاهر و... رو  که با لحن گاها تند به من نسبت داده بودید، نگه داشته بودم و اونا رو هم در کنار این چند تا کامنتتون که چند روزه دارید منو متهم میکنید به حذف کردنشون، میذاشتم روی وبلاگ، تا نرم جایی بخونم که با لحن کنایه ای تشکر کردید که شخصی مودبانه پاسخ شما رو داده... و احیانا توی این وبلاگ به شخص شما توهین ها شده... هرچند من مطمئنم اگر اون کامنت ها وجود داشتن هم من اونا رو روی وب نمیذاشتم، بهرحال... تمام وقتی که برای بحث و صحبت با شما گذاشتم رو  شما گاها با جبهه گیری  های بی مورد در بحث و حالا با تهمت جواب دادید. من دیگه با شما هیچ بحثی ندارم.  اولا برای اینکه بیشتر از این ، اینجا به شخص شما بی ادبی نشه! ثانیا هم بخاطر اینکه بحث با شما عملا فایده ای نداره.

اینهم متن کامل کامنت های شما :

۵   شنبه 31 مرداد1388 ساعت: 14:0 توسط:..........

متاسفانه برای راحتی خودتون از جواب دادن هم بعضی قسمت های کامنتهارو و بعضی وقت ها هم کل کامنت ها رو حذف می کنید . می فرمایید سوال کردند که ..........
نمی دونم در مقابل همون خدایی که مثلا بهش اعتقاد دارید چطور می خواهید سر بلند کنید.
من تمام این نظران رو خوندم و جوابشون رو دادم.

نمی خوای بیدار شی ؟
بیدار شو و کمی فکر کن نه تظاهر.

 وب سایت   پست الکترونیک

 ۴

دوشنبه 26 مرداد1388 ساعت: 18:17

توسط:..........

باسلام
همین نحوه ی پاسخ دادن شما باعث نفرت هرچه بیشتر من از اسلام می شه
همتون میگید که قرآن برای تمامی عصر هاست پس چرا خود شما نمی تونید با استناد از قران و مکتب و دیدنتون جواب منو در این عصر بدید
این سوالات مال من نبود مال خیلی از ادماست .
شما این سوالات رو قبول ندارید چون :
1- خوب به اطرافتون و نظرات دیگر آدما دقت نمیکنید
2- فقط جواب عده ای رو میبینید که هم اعتقاد با شما هستند یا از نظر اعتقادی به شما نزدیکترند.
شما در اشتباهید که فقط با چند جمله از قران بحث رو پی میگیرید اگر دینتون کامله پس باید انسانهایی کامل در دین خودش داشته باشه .این درحالیه که شما جوابی نمی تونید بدید که مختص این دوره و این منطق باشه .
وووووووووووو لازم نبود که بعضی از جملات کامنتای بنده رو حذف کنید .
از نوشته هاتون کاملا مشخصه که از یه ضغف بزرگ برخوردارین و اونم اینکه همه چیز رو به زور وبا منطق قدیمی و به دور از واقعیت های امروز می بینید.
از طرفی میگید که اسلام برتره و مسلمونا خوبن و از طرف دیگه سوالات و انتقادات همین آدمای این دوره رو زیر سوال می برید.
به قول پدر محترمتون
اندیشه هم باید به روز باشه .
و از نطر من اندیشعه یبروز اندیبشه ای است که بتواند انسان هازا در زمان خودشان قانع یا متوحه سازد .
هرچند می گید حرف حساب در همه ی عصر ها یه جوره . اما این اصل این بحث نیست.
و خواهشا طوری رفتار نکنید که انگار میخواهید فکرمو عوض کنید .بحث واسه نتیجه گیری برای هردوطرفه نه واسه هم فکر کردن طرقین.
من بر عکس شما به جای عصبانی شدن از انتقاد. از شما نشکر میکنم .

 وب سایت   پست الکترونیک
پاسخ


۳ یکشنبه 25 مرداد1388 ساعت: 19:50 توسط:..........

پدر داشت روزنامه مي خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پيش پدرش رفت و گفت : پدر بيا بازي کنيم پدر که بي حوصله بود چند تکه از روزنامه که عکس نقشه دنيا بود تکه تکه کرد و به پسرش داد و گفت برو درستش کن . پسر هم رفت و بعد از مدتي عکس را به پدرش داد . پدر ديد پسرش نقشه جهان رو کاملاً درست جمع کرده از او پرسيد که نقشه جهان رو از کجا ياد گرفتي؟ پسر گفت : من عکس اون آدم پشت صفحه رو درست کردم . وقتي آدمها درست بشن دنيا هم درست ميشه

 وب سایت   پست الکترونیک
[عنوان ندارد]


۲ یکشنبه 25 مرداد1388 ساعت: 19:47 توسط:..........

با مثالی می توان بهانه ی بشر برای گریز از قبول اشتباه رو توضیح داد.
در قرن 19 با تحقیقاتی که روانشناسان انجام دادند یه اصل مهم رو مطمئن شدند
اونم اینکه بشر فقط تابع محیط است .
و اعلام کردند که دو کودک دوقلو و کاملا شبیه هم رو می توان در 2محیط جداگانه طوری پرورش داد که یکی باعث نابودی انسانها شود و دیگری انسانهایی را نجات دهد.
به نظر من این جمله که شیطان وجود دارد متعلق به عده ای کشیش و روحانی کم سواده که برای فرار از تحقیق و بررسی و راحت کردن خودشون گفتند که شیطانی است و هشیار باشید.
و از همه مهمتر :
مگه خداوند قادر بر هرکاری نیست؟
مگر انسان برای رسیدن به تکامل در دنیابه وجود نیامده .
پس با این حساب خداوند نمی تواند مخلوقشو از شر شیطان در امان نگه دارد؟
واقعا این ممکن نیست؟
روزی می گفتند خورشید به دور زمین میگرددو کسی که ثابت کرد این حرف فقط توهم است اورا به جرم کافر بودن اعدام کردند.
امروزه هم همین شرایط پیش اومده
به غلط می گن شیطان وجود دارد .
اما محققان چیز دیگری میگن.
هرچند عده ی کمی از محققان که حوصله ی تحقیق ندارند وجود شیطان رو تایید میکنند.
اگر حرف شما حقیقت داشته باشد باید به پا خیزیم و تمام زندان هارو خالی کنیم .
چون عده ای بی گناه و فریب خورده ی شیطان به اشتباه در زندان ها گرفتار شدند.

 وب سایت   پست الکترونیک
[عنوان ندارد]


۱ یکشنبه 25 مرداد1388 ساعت: 19:35 توسط:..........

سلام
شیطان قابل دیدن نیست چون
1- کسی تصویری از ابلیس را دز ذهن ندارد و نخواهد داشت .
2- خوب یا بد بودن بشر فقط و فقط بر اساس محیطی می باشد که در آن محیط تربیت یافته یا آموزش دیده است .
مگر شیطان یکی نیست ؟
پس چرا با وجود اون همه آدم روی زمین فقط به قوم نوح اشاره کرده و راحتیشو در نابودی قوم نوح دیده؟
در آن زمان به غیر از اقوام نوح در اون سرزمین اقوام دیگه ای در جاهای مختلف دنیا بوده اند.
اگر شیطانی هست چرا وقتی حیوانی رو وحشی می پنداریم یا اعمال وحشیانه ی آن حیوان موجب رنج بشر می گردد این سوال پیش می آیدکه : آیا خداوند غریزه ی حیوانات رو شیطانی افریده؟
ببینید اگه شیطانی وجود داشت در تمام دنیا به جای اینکه عده ای مجرم رو در زندان بندازند شیطان رو زندانی و حبس می کردند . با توجه به اینکه میفرمایید شیطان قابل دیدن است.
وجود شیطان بهانه است.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 21:35  توسط م. یزدی  |