تبليغاتX
حظ رب: فاطمه سلام الله علیها
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

بنام خدا

حلول ماه مبارک رمضان رو تبریک میگم


دوستی در نظرات مطلب قبلی چند کامنت گذاشتن و تعدادی مطلب رو یادآور شدن و چند سوال پرسیدن، من بخشی از یکی از کامنت های ایشون رو اینجا میذارم:

"مگه خداوند قادر بر هرکاری نیست؟
مگر انسان برای رسیدن به تکامل در دنیابه وجود نیامده .
پس با این حساب خداوند نمی تواند مخلوقشو از شر شیطان در امان نگه دارد؟
واقعا این ممکن نیست؟"

و ایشون در بخشی دیگه از نظری که درج کردند هم اینطور عنوان کردند که:

"شیطان قابل دیدن نیست چون
1- کسی تصویری از ابلیس را دز ذهن ندارد و نخواهد داشت .
2- خوب یا بد بودن بشر فقط و فقط بر اساس محیطی می باشد که در آن محیط تربیت یافته یا آموزش دیده است ."
 و در جایی هم اینطور نوشتند که:

"ببینید اگه شیطانی وجود داشت در تمام دنیا به جای اینکه عده ای مجرم رو در زندان بندازند شیطان رو زندانی و حبس می کردند . با توجه به اینکه میفرمایید شیطان قابل دیدن است.
وجود شیطان بهانه است."

خدمت ایشون عرض میکنم که برای اینکه خیلی زیاد منو متهم میکنید به جواب ندادن و اهمیت ندادن، من یه پاسخ کوتاه میدم خدمتتون، اولا شما در خیلی مسائل که بحثش رو پیش میکشید ، مشخصه در یه سری اصول که اگر دو طرف بحث بهش ایمان و یقین نداشته باشن، بحث به هیچ وجه به نتیجه ای نخواهد رسید، اعتقادی به چیزهایی  که من بهشون در اصل اعتقاداتم، ایمان دارم، ایمان ندارید. خب چند بار هم بهتون گفتم که این باعث میشه که بحث کردن ما خیلی سخت بشه، خصوصا تو این فضای مجازی که من گاهی فرصت ندارم بیام سر بزنم ، بخونم و جواب بدم و گاهی واقعا توضیح ، اونهم اونقدر از پایه و از اصل هر چیزی، برای اثبات مثلا چیزی که من اونو در قالب روایت و مطلبی مینویسم، فوق العاده وقت گیر و بخاطر محدودیت های مفهومی، سخته. بهرحال... من در پاسخ این نظرات شما، میخواستم بگم که وقتی شما اصلا در وجود داشتن و نداشتن شیطان دنبال عقیده ای هستید که برگرفته از اندیشه ای جز اندیشه ی مکتب ماست، دیگه بحث در مورد مابقی چیزهایی که به شیطان مربوط میشه، واقعا به بیراهه رفتنه... اینکه من میگم شیطان وجود داره، اندیشه ایه برگرفته از دین و مکتبم. اینکه در قرآن داستان آدم و حوا و وسوسه ای که شیطان به وجودشون راه داد و حواشی این داستان رو میخونم، ... من بارها سر این موضوعات اصلی، بحث در مورد وجود خداوند، علت واجب بودن برخی واجبات، و یه سری اصول که شما بهش اعتقاد نداشتید یا بهش ایرادهایی رو وارد میدونستید! با شما بحث کردم و خدمتتونم عرض کردم که مسلمون بودن یعنی همین که در قدم اول یه سری اصول رو بپذیرید و در مقابلشون تسلیم باشیدُ البته نه علت و دلیل، که تا دلتون بخواد دلیل و علت هم وجود داره، اما من تصور میکنم علت ناکام موندن اون بحث ها، پراکنده نویسی و بی ثبات نویسی های شماست، مثلا شما الان دارید میپرسید چرا مسلمونا همه اش درحال گوشه نشینی و عزاداری هستن، مگه ادعا ندارن که دینشون دین برتره؟ پس چرا انقد عقب مونده هستن؟ تا من توی جواب شما عرض میکنم که اولا مسلمونا همه اش در حال عزاداری نیستن، لابد شما اینو مثلا در ماهی یا روزی که عزاداری ای بوده ، متوجه شدید! و انقدر ناراحتید از این موضوع! و در ثانی اگر به فرض هم مسلمونا در اثر غفلت و سستی و انحراف، از مسیرهای ترقی دور بشن، این معنیش اینه که آیا اسلام دین برتر نیست!؟ و هنوز حرفم تموم نشده که شما میگید بهشت و جهنم برای گول زدن ماهاست، مسلمونا همه چیزو تو نماز و عبادت خلاصه کردن، این قابل قبول نیست، آدم باید درست باشه، اهل مطالعه باشه، اهل عمل باشه، فلان روان شناس اینو میگه، فلان دانشمند اینو میکنه و الی آخر...

آیا چنین بحثی میتونه به جایی برسه؟ پس لطفا از دست من دلگیر نباشید! که پاسخ گوی تمام ابهامات و انتقادات شما نیستم.

خلاصه میکنم و به عرضتون میرسونم که اگر بجای انکار قرآن، اونو  لااقل طبق توصیه ی خودتون، "مطالعه" میکردید... و حداقل اگر یه کتاب از فلان روان شناس یا دانشمند رو میخوندید، حق قرآن رو هم ادا میکردید و یه سوره از اونو مطالعه میکردید، خیلی از مسائل رو اینطور جویا نمیشدید. توی قرآن، یعنی همون مرجع تربیتی ما، اومده که شیطان بعد از اینکه در مقابل عملی دچار تکبر شد و حاضر نشد مخلوق برتر خداوند رو، یعنی انسان رو، سجده کنه، به اذن خداوند "رجیم" شد. یعنی از درگاه خداوند بسیار دور شد. در ادامه اینکه شیطان به خداوند گفت: به من مهلت بده که تا قیامت بندگان تو رو گمراه کنم. خداوند هم مقابل این حرف شیطان، اونو مهلت داد، اما نه تا قیامت، بلکه تا زمانی معلوم. البته من جایی میخوندم که این زمان ممکنه تا قیامت و یا قبل از اون، در دنیا تموم بشه.

شما فرمودید که خداوند نمی تونه مخلوقشو از شر شیطان در امان نگه داره؟ خداوند میتونه و البته انقدرها هم دست شیطانو باز نذاشته، شیطان با نماز خوندن انسان ها چهره اش سیاه میشه، با عمل درست انسان ها و انجام واجبات و داشتن قلب های پاک و... کمرش میشکنه، اگر کسی کاری رو واقعا با توکل به خدا و با نام خدا و خالص برای خدا شروع کنه، شیطان بخاطر خلوص ایمان شخص، با مشکل مواجه میشه در وسوسه کردن اون انسان، پس همچینم شیطان برای خودش شخصیت قادری نیست! بلکه شیطان شخصیت پست و حقیری داره که اتفاقا از همین سوراخ ها و درزها ، یعنی همین پستی ها و حقارت های شخصیتی افراده که وارد وجود اونها میشه و اونها رو وسوسه میکنه. و البته دعا و عبادات هم در رفع و دفع شر شیطان موثر هستن، که باید از  شرش به خدا پناه برد. در ثانی خدا داره بنده هاشو با وجود چیزهایی منجمله شیطان امتحان میکنه تا صالح تر و با اخلاص تر رو از غیر تشخیص بده...

و اینکه شما فرمودید مگه شیطان یکی نیست؟

و اینطور نوشتید که:

"مگر شیطان یکی نیست ؟
پس چرا با وجود اون همه آدم روی زمین فقط به قوم نوح اشاره کرده و راحتیشو در نابودی قوم نوح دیده؟
در آن زمان به غیر از اقوام نوح در اون سرزمین اقوام دیگه ای در جاهای مختلف دنیا بوده اند."

سوالتون یه مقدار بی ربطه، چراکه لابد اگر سراغ هر قوم دیگه ای هم میرفت، اون کسی که بخواد قبول نکنه، باز هم سوال میکنه که چرا این قوم!؟ اما من فعلا قصد دارم به این موضوع یکی بودن یا چند تا بودن شیطان اشاره کنم، البته بله شیطان فقط همون یکیه، و مابقی شیاطین هم اصحاب شیطان هستند که در اثر کفر و در درجات بعدی ، در اثر یک سری رزیلت های اخلاقی، وجودشونو معبر و در مراحل دیگه مرکب شیطان کردن، و شدن یاران و اصحاب شیطان، البته لزوما ما اینها رو با این عناوین-یاران و اصحاب شیطان- نمیشناسیم، اینها ممکنه هر کدوم از انسان ها باشن، که اسیر نفس و غل و رنجیرهای وسوسه های شیطان شدن.

امیدوارم تونسته باشم پاسخ های مفیدی بدم.

لینک مرتبط با این مطلب

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 7:5  توسط م. یزدی  | 

بنام خدا

 

سوال: طبق آیه ی 27 سوره ی اعراف ، آیا شیطان قابل رویت می باشد؟

 

پاسخ: در تفسیر نمونه از دیدگاه علامه طباطبایی ، شیطان قابل دیدن است. زیرا هر جا مجلس گناه است حضور شیطان قطعی است گویا در چنین مواردی انسان صدای وسوسه ی او را با گوش دل میشنود و رد پای او را با چشم خود میبیند. حدیثی از امام محمد باقر (ع) است که فرمود: «هنگامی که نوح به قوم خود نفرین کرد و هلاک آنها را از خداوند خواست، ابلیس نزد او آمد و گفت: تو حقی بر گردن من داری که میخواهم آن را تلافی کنم!

نوح در تعجب فرو رفت، گفت: بسیار بر من گران است که حقی بر تو داشته باشم، چه حقی؟

شیطان گفت: همان نفرینی که درباره ی قومت کردی و آنها را غرق نمودی و احدی باقی نماند که من او را گمراه کنم، بنابراین من تا مدتی راحتم، تا زمانی که نسل دیگری بپاخیزند و من به گمراه ساختن آنها مشغول شوم.

نوح با اینکه حداکثر کوشش را برای هدایت قوم خود کرده بود در عین حال نارحت شده و به ابلیس گفت: حالا چه جبرانی میخواهی بکنی؟

شیطان گفت: در سه موقع بیاد من باش، که من نزدیک ترین فاصله را به بندگان در این سه موقع دارم:

1-      هنگامی که خشم تو را فرا میگیرد به یاد من باش.

2-      هنگامی که میان دو نفر قضاوت میکنی به یاد من باش.

3-      هنگامی که با زن بیگانه ای تنها هستی و جز شما دو نفر شخص دیگری در آنجا نیست باز به یاد من باش. »

با این تفاسیر میبایست برعکس این دستورالعمل! رفتار کنیم و دقیقا در همین سه موقع بیشتر از سایر مواقع دقت داشته باشیم و متوجه حضور خداوند و اینکه اون شاهد بر اعمالمون هست، باشیم. که هو معکم اینما کنتم و متوجه باشیم که خدا دانا و بیناست بر اون چیزی که انجام میدیم.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 1:35  توسط م. یزدی  | 

بنام خدا

سلام علیکم. مدتی دور از خونه بودم،با تاخیر نیمه ی شعبانی رو که گذشت تبریک میگم.

سخنان پيامبر (ص) درباره ماه مبارك رمضان در اواخر ماه شعبان:

 سيد قدس سره در «اقبال» از كتاب «بشارة المصطفي لشيعة المرتضي» با استناد آن به «حسن بن علي بن فضال» از امام رضا از پدرانش، از اميرالمؤمنين – درود و سلام بر آنان – روايت نموده كه كه حضرت فرمودند: رسول خدا (ص) روزي براي ما سخنراني نمود و فرمود:«مردم! ماه خدا با بركت و رحمت و بخشش گناهان نزديك است؛ ماهي كه نزد خدا برترين شبها و ساعتهاي آن بهترين ساعتهاست؛ ماهي است كه در آن به ميهماني خدا دعوت شده و شما را در اين ماه از كساني قرار داده اند كه شايسته كرامت خدا هستند. نفس كشيدن شما در آن تسبيح و خوابيدنتان در ان عبادت و عمل شما در آن مقبول و دعاي شما در آن مستحبات است. پس با نيتهايي راست،‌ و دلهايي پاك از خدا بخواهيد شما را موفق ره روزه آن، و خواندن كتابش نمايد. بدبخت كسي است كه از آمرزش خدا در اين ماه بزرگ محروم شود.

با تشنگي و گرسنگي خود در آن، گرسنگي و تشنگي روز قيامت را بياد آوريد. به فقيران خود صدقه بدهيد؛ بزرگان خود را در آن احترام كنيد؛‌ كوچكترها را مورد رحمت خود قرار دهيد و صله رحم بجا آوريد. زبانهاي خود را حفظ كرده، ديدگان خود را از آنچه نگاه به آن حلال نيست، نگهداريد. با يتيمان مردم مهرباني كنيد تا با يتيمان شما مهرباني شود. به درگاه خداوند از گناهان خود توبه كنيد. هنگام نماز دستهايتان را با دعا بطرف او بلند كنيد؛ زيرا اين وقت بهترين اوقات است و خداوند در آن هنگام با نظر رحمت به بندگانش نگاه كرده و هنگامي كه از او بخواهند و با او مناجات نمايند،‌ جواب آنان را مي دهد. و اگر او را صدا بزنند،‌ به آنان لبيك مي گويد. و اگر دعا كنند، دعايشان را مستجاب مي كند.

مردم! شما زنداني اعمال خود مي باشيد، با استغفار خود را آزاد كنيد. پشتهايتان را از گناه سنگين است با طولاني نمودن سجده هاي خود آن را سبك نماييد. بدانيد خداوند به عزت خود سوگند خورده است كه سجده كنندگان و نمازگزاران را عذاب نكند و در روزي كه مردم براي پروردگار جهانيان بر مي خيزند، آنان را با آتش نترساند.

مردم! كسي كه به مؤمن روزه داري افطار بدهد،‌ ثواب آزاد كردن يك بنده و آمرزش گناهان گذشته خود را دارد. عرض كردند: رسول خدا! همه ما نمي توانيم اين كار را انجام دهيم. حضرت فرمودند:‌ از آتش بپرهيزيد، گرچه با نيمدانه خرمايي. از آتش بپرهيزيد، گرچه با جرعه آبي.

مردم! هر كدام از شما كه اخلاق خود را در اين ماه اصلاح كند، روزي كه در صراط پاها مي لغزد، جوازي بر صراط خواهد داشت. و هر كدام از شما كه بر بنده و كنيز خود آسان بگيرد،‌ خداوند در حساب بر او آسان خواهد گرفت؛ و كسي كه شر خود را در آن باز دارد،‌ خداوند در روزي كه او را ببيند غضب خود را از او باز مي دارد. كسي كه يتيمي را بزرگ بدارد،‌خداوند در روزي كه او را ببيند او را بزرگ خواهد داشت؛ و كسي كه در اين ماه صله رحم كند، خداوند روزي كه او را ببيند او را به رحمت خود وصل مي كند. كسي كه در آن قطع رحم كند، خداوند روزي كه او را مي بيند رحمت خود را از او قطع خواهد نمود. و كسي كه يك نماز مستحبي بخواند خداوند براي او خلاصيي از آتش مي نويسد. و كسي كه عمل واجبي انجام دهد ثواب كسي كه هفتاد واحب را در ماهي غير از اين ماه انجام دهد،‌ خواهد داشت. و كسي كه در اين ماه زياد بر من صلوات بفرستد، روزي كه ترازوها سبك است، خدواند ترازوي او را سنگين مي نمايد. و كسي كه يك آيه از قرآن بخواند، مانند پاداش كسي كه قرآن را در ماهي غير از اين ماه ختم كند، خواهد داشت.

مردم! درهاي بهشت در اين ماه باز است،‌ از پروردگار خود بخواهيد آن را به روي شما نبندد؛‌ درهاي جهنم نيز بسته است از پروردگار خود بخواهيد آنان را بر شما مسلط نكند.

امير المؤمنين عليهم السلام فرمود: برخاستم و عرض كردم رسول خدا! برترين اعمال در اين ماه چيست؟ فرمودند: اباالحسن! برترين اعمال در اين ماه دوري گزيدن از حرامهاي خداي عزيز و بزرگ است. سپس گريه كرد. عرض كردم چرا گريه مي كني، رسول خدا! فرمود: علي! بخاطر حلال شمردن تو در اين ماه است؛ گويا با تو هستم و تو براي پروردگارت نماز مي خواني و بدبخت ترين اولين و آخرين، همانند «پي كنند شتر ثمود» ضربه اي به جلو سرت مي زند كه موي صورتت با آنان رنگين مي شود.

امير المؤمين عليهم السلام فرمود: عرض كردم: رسول خدا! آيا در آن حال دينم سالم است؟ فرمود: آري، دينت سالم است. سپس فرمود: علي! كسي كه تو را بكشد مرا كشته و كسي كه با تو دشمني كند با من دشمني نموده و كسي كه به تو ناسزا بگويد، ‌به من ناسزا گفته، زيرا تو مانند نفس من هستي روح تو از روح من و سرشت تو از سرشت من است؛ خداي عزيز و بزرگ مرا آفريد؛‌ تو را نيز آفريد و مرا برگزيد! و تو را؛ خداي عزيز و بزرگ مرا آفريد؛ تو را نيز آفريد و مرا برگزيد! و تو را؛ من را براي پيامبري انتخاب نمود و تو را براي امامت اختيار كرد.

بنابراين كسي كه امامت تو را انكار كند پيامبري من را انكار كرده. علي! تو وصي من، پدر فرزندانم، همسر دخترم و جانشين من در ميان امتم در زندگي من و بعد از مرگ من هستي. امر تو امر من و نهي تو نهي من است. به كسي كه مرا به پيامبري برانگيخته و مرا بهترين مردم قرار داد، قسم مي خورد كه تو حجت خدا بر خلق او و امين او بر رازش،‌ و جانشين او در ميان بندگانش مي باشي.»

از كتاب المراقبات اثر مرحوم آيت الله حاج ميرزا جواد ملكي تبريزي(ره)
بخش مراقبات ماه مبارك رمضان (صفحه 211)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 16:41  توسط م. یزدی  | 

 بنام خدا

"فطرس" فرشته‌اي بود كه بالهايش بر اثر قهر خداوند متعال سوخته شده بود و در روز ولادت حضرت سيدالشهدا (ع) به همراه خيل كثيري از ملائك به زمين آمد و خود را به قنداقه حضرت ابي‌عبدالله متبرك نمود و خداوند به احترام ارباب بالهاي فطرس را به او عطا فرمود. فطرس در آسمانها به پرواز درآمد و مي‌گفت: كيست مثل من كه آزاد شده ی حسينم؟ و از آن روز فطرس عهد كرد كه سلام عاشقان حضرت ابي‌عبدالله (ع) را به مولا برساند

یا اباعبدالله دست به دامن تو داریم که ما هم بواسطه ی تو آزاد شویم

 سلام خدا بر تو

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 10:37  توسط م. یزدی  |