تبليغاتX
حظ رب: فاطمه سلام الله علیها
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

بنام خدا

پس از قرن چهارم میلادی و از زمانی که امپراطوران روم به مسیحیت گرویدند و عقاید کلیسا را به عنوان آرا و عقاید رسمی ترویج کردن، بنای مخالفت با حوزه های فکری و علمی آزاد گذاشتند تا این که سر انجام ژولتی نین، امپراطور روم شرقی در سال ۵۲۹ میلاد مسیح (قرن ششم میلادی) دستور تعطیلی دانشگاه ها و بستن مدارس و مراکز علمی را صادر کرد و دانشمندان از بیم جان خود متواری شدند و چراغ علم و فلسفه در قلمرو امپراطوری روم خاموش شد. درست در همین زمان بود، قرن ششم میلادی و مقارن با خاموشی علم و دانش در روم، بزرگ ترین حادثه ی تاریخ به وقوع پیوست و شبه جزیره ی عربستان شاهد بعثت بهترین مخلوق خداوند، محمدامین(ص) شد که در نخستین گام به فراگیری علم و دانش فراخوانده شد، «بخوان به نام پرودگارت که تو را آفرید» و سپس پیروان خود را به آموختن علم و دانش از آغاز تا پایان زندگی با روایت «اطلب العلم من المهد الی اللحد» فراخواند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 5:57  توسط م. یزدی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

اعظم طالقانی، فرزند اولین امام‌جمعه تهران پس از انقلاب، با ارسال نامه‌ای به مجلس خبرگان، به آنها هشدار داد که: کشور و تمامیت ارضی و ساختار سیاسی آن در معرض خطر قرار گرفته، و از آنها پرسید: آیا در این شرایط حساس و اضطراری که مردم به شما نیاز دارند بجای سرکشی به زندان‌ها و نهادهایی که در مقابل مردم قرار گرفته‌اند به تعطیلات تابستانی می‌روید؟

متن کامل این نامه به شرح زیر است:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
أَلَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِعَادٍ. إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ

آن شبی که در بیدادگاه شاه (دادگاه عشرت‌آباد) آراء محکومیت ۹نفر از سران و مبارزین با رژیم شاهنشاهی قرائت می‌شد، مزدوران دادگاه فرمایشی تلاش می‌کردند جمعیت را متفرق و از محوطه دادگاه دور کنند تا خود بتوانند فرار کنند. آیت‌الله سیدمحمود طالقانی فریادی بر سر آنان کشید که میخکوب شدند، سپس با تکیه بر عصایش سوره «والفجر» را تلاوت نمود و به تفسیر آن پرداخت. آن مزدوران منتظر فرصتی بودند که از آن محیط خارج شوند. این واقعه در خاطر کسانی که رنج‌های بی‌عدالتی، تبعیض، ستم ستمکاران و استبداد را چشیده‌اند بسیار اثرگذار بود. بیش از یکصدو پنجاه نفر حاضر در آن بیدادگاه‌ها این آموزش انقلابی بودن و شجاعت، در ضمیرشان چنان رسوخ نمود که هنوز هم آثار آن در زندگی‌شان مشاهده می‌شود.

آنچه آنروز آموختیم این بود که پناه گرفتن در کاخ‌ها و برخورداری از کامل‌ترین تسلیحات و تجهیزات در صورتی که همراه با قساوت و سنگدلی توأم گردد، نتیجه‌ای در برنخواهد داشت… و امروز شاهدیم جوانان مردم را به دیوار می‌چسبانند و با باتوم و میلگرد و چماق بر سرش می‌کوبند و سپس تحویل گروه دیگری می‌دهند، لگد و باتوم چاشنی مجددی است که بر سرو صورت و طحالش کوفته می‌شود و سپس آنان را به زندان، کلانتری، پادگان‌ و یا پایگاه‌های دیگر می‌برند، از آنجا که تصور نمی‌کردند ملت برای تحقیر رأی‌شان در خیابان‌ها به این گستردگی ظاهر شوند و هیچ طلب نکنند جز رأی خود، در مخیله حاکمیت نمی‌گذشت تا زندان‌ها را بیش از اینکه هست توسعه دهد.

علما و مراجع محترم

آموزه‌های شما این بود که باید حق را گرفت و ستم‌پروری گناهی بزرگ است و مردم را تشویق به مبارزه می‌کردید هم‌اکنون شما باید در صف جلوی گرفتن حق باشید نه آنکه در خانه‌های خود بمانید و حداکثر به انتشار یک نامه یا بیانیه اکتفا کنید. همان‌طور که ملاحظه می‌کنید مردم و بخصوص جوانان از همه ما پیش‌روترند و برای گرفتن حق خود کتک و توهین و شکنجه را تا سرحد مرگ تحمل می‌کنند. آیا آنان اقامه صلاة می‌کنند یا شما و ما ! إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنکَرِ.(عنکبوت ۴۵) اینک بی‌اعتنایی به رأی آنها می‌شود که اگر بخاطر کاندیداهای اصلاح‌طلب به پای صندوق‌ها نمی‌آمدند ۳۰% از مردمان هم به پای صندوق‌های رأی نمی‌آمدند و برای جمهوری اسلامی و نظامی که برایش جان برکف بوده‌اند و عزیز از دست داده‌اند و خون دل‌ها خورده‌اند آبرو نمی‌آفریدند تا حاکمیت بر خود ببالد که ۸۵% رأی داده‌اند! آیا از خود سوال نمی‌کنند که بیشترین رأی از فاصله ۳۰% تا ۸۵% مردم برای چه کسانی بوده است؟!

نمایندگان محترم مجلس خبرگان رهبری

آیا این عدالت است که جواب اعتراض مردم با خون و کتک و شکنجه در زندان‌ها داده شود ؟! آیا شما، که این مردم به شما رأی داده‌اند، توان ندارید حداقل از فرمانده کل قوا سوال کنید این‌همه نیرو و با این شکل و شمایل که شستشوی مغزی به آنها داده شده و یا برای نیاز اقتصادی آنها را به این میدان آورده‌اید، چگونه در مقابل مردم بی‌سلاح که فقط برای نشان دادن اعتراض بحق خود در خیابان‌ها حضور می‌یابند آرایش داده‌اید ؟! آیا این هنر شما مسئولین کشور اسلامی است که اینگونه عمل کنید که افکار عمومی اظهار می‌کند این وضع را در زمان شاه مخلوع هم بیاد ندارد ؟! آیا وعده‌های شما به مردم در زمان شاه می‌خواست، به چنین اوضاع و احوالی بینجامد ؟! در اسلام اصیلی که ما می‌شناسیم هیچ دلیل و مستندی برای خونریزی، آزار و شکنجه وجود ندارد، لذا سوال این است که چه کسانی دستور چنین فجایعی را داده‌اند ؟! با چه مجوزی متهمین به شدت ضرب و شتم و شکنجه می‌شوند و مورد برخوردهای ضدانسانی و ضداخلاقی قرار می‌گیرند؟!

آیا اینها نفوذی‌های ضدانقلاب و خارجی‌های ضدانقلاب ایرانند یا افرادی‌‌اند که مورد آموزش‌های خاص قرار گرفته‌اند؟! چرا دایره دستگیری‌ها به مسئولان پرسابقه خود جمهوری اسلامی به این اندازه گسترده شده است و خانواده‌های آنها نیز مورد تهدید قرار گرفته‌اند که صدایشان را حتی برای خبررسانی و اعتراض بلند نکنند وگرنه اوضاع بر زندانی‌شان سخت‌تر خواهد شد و یا حتی فرزندان‌شان نیز دستگیر می‌شوند؟!

این همه درد و رنج را باید به کجا برد؟ آیا از جمهوریت و اسلامیت چیزی باقی مانده است که آقایان به مقام و مسئول بودن چنین حاکمیتی مفتخر باشند ؟!…

نمایندگان محترم مجلس خبرگان قانون اساسی

شما که واضع و حافظ قانون اساسی می‌باشید تاکنون در کجا و کی به عدم اجرای اصول ۲۶و۲۷ قانون اساسی که راهپیمائی و اعتراض را آزاد اعلام داشته و حاکمیت از انجام این امر ممانعت نموده است؛ اعتراض نموده‌اید ؟! چگونه می‌توان شما را نخبه و نمایندگان برحق مردم دانست که از حق آنان دفاع نمی‌کنید؟! افکار عمومی می‌گوید: از روحانیون و مدعیان دین می‌شنیدیم که «این مملکت صاحب دارد، امام زمان(ع) صاحبش است و نگران نباشید مشکلات مرتفع می‌شود». ولی شرایطی که می‌بینیم نه مملکت صاحب دارد و نه فریادرسی هست. قوه قضائیه هم بجای دفاع و حمایت از حقوق حقه مردم، خود مدعی آنانست. پس ما به کجا پناه ببریم؟ آیا این برادرکشی نیست؟! آیا نباید قوه قضائیه با اجرای عدالت جلوی برادرکشی و کینه‌ورزی را می‌گرفت؟!..

آنها می‌گویند بعد از انقلاب که انتظار رفتار عادلانه و عدم تبعیض‌ از حاکمیت و شورای نگهبان را داشتیم انجام نشد ولی این‌بار بیش از همیشه حقوق ما را پایمال نمودند. در حالی که مدارک و اسناد و شکایات بیش از آنچه که مورد نیاز بود را در اختیار داشتند ولی با بی‌اعتنایی از حقوق مردم گذشتند. ظاهراً برای حفظ نظام اسلامی سرپوش بر اعتراض‌ها گذاردند! در حالیکه سراسر نهج البلاغه و کتاب خدا تأکید بر حق‌الناس و عدالت است و اساس اسلام همین‌ است. لذا وجود بی‌عدالتی، دروغ و ستم … از جانب حاکمیت بیانگر پایان یافتن نظامی است که بخاطر اسلام شکل گرفته بود.

نمایندگان محترم مردم مجلس شورای اسلامی

شما نماینده مردمی هستید که با هزاران امید به شما رأی داده‌اند آیا در این شرایط حساس و اضطراری که مردم به شما نیاز دارند بجای سرکشی به زندان‌ها و نهادهایی که در مقابل مردم قرار گرفته‌اند به تعطیلات تابستانی می‌روید؟! چگونه شب سر بر زمین می‌گذارید در حالی‌که مردم برای ابراز اعتراض خود در خیابان‌ها حضور پیدا می‌کنند و تعداد زیادی کشته، زخمی و دستگیر می‌شوند و طی یکماه گذشته این روند ادامه داشته است؟!

نهادهای مسئول

در پایان متذکر می‌گردد با توجه به اینکه کشور و تمامیت ارضی و ساختار سیاسی آن در معرض خطر قرار گرفته، باید با حضور خود در بین خانواده‌های شهدا و زندانیان، و هرکجا که زندانی‌ای نگه داشته می‌شوند، بررسی کنید و ملاحظه کنید آیا ممکن است افکار عمومی اشتباه کند ؟! چاره‌ای بیاندیشید که آتش زیرخاکستر بسیار خطرناک‌تر از گل‌های آتش روشن است و به این بیاندیشید که «إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولـئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً»(اسراء ۳۶) قیامت نزدیک است و از همین جا شروع می‌شود. پاسخ درباره حقوق مردم بسیار سخت‌تر از حقوق خداست که خدا تجلی قیام بحق مردم است و آفرینش خدا با استبداد و ستم هیچ‌گونه سازگاری ندارد.

«رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ»(بقره۲۸۶)

اعظم طالقانی

۲۴تیر۱۳۸۸

رونوشت:

- مجمع تشخیص مصلحت نظام

- شورای نگهبان

- نمایندگان محترم مردم و مجلس شورای اسلامی

- نهادهای محترم مسئول

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 15:35  توسط م. یزدی  | 

بنام خدا

 1- بنگر كه كجا و چگونه بودی و امروز در كجایی؛ نصیحت را از خودت آغاز كن و در كار خاصان و شناخت آن چه به سود و زیان توست، نیكو بنگر.

2- چنان مباش كه پنداری كرامتی را كه خدا در حق تو كرده ، واجبات را از دوش تو برداشته و تو شایسته آنی كه مسئولیت سنگین را از تو بردارد ؛ از این رو ، در پی شهوات و خواسته های بروی .

3- جایگاه خود را بشناس؛ سرانجام خود را در نظر آر و آن را بسیار یاد كن و بسیار بیندیش كه چه می كنی و چه كسانی با تو مشاركت دارند.

4- ببین پدرانت، حكمرانان و شاهزادگان دیگر كجایند كه دنیا خوار بودند؟ تو اكنون میراث خوار آنان و اداره كننده حكومت آنان هستی؛ چه شد كه گنج ها كه اندوختند و آن بدن های ناز پرورده و آن امیر زادگان مرفه اكنون كجایند؟

 5- از بدی های گذشتگان عیب می گرفتی و كارشان را زشت می شمردی ؛ امروز از خودت عیب جویی كن و بر حذر باش كه به همان سرنوشت دچار نشوی.

 6- تو درباره پیشینیان و كارشان داوری می كردی ؛ آیندگان درباره تو و كارهایت به قضاوت خواهند نشست و نسبت به تو همان را خواهند گفت كه تو در باره دیگران می گفتی.

7- ثروت اندوزی از حرام را نیرو مپندار و بذل و بخشش ناحق را سخاوت ندان. «قدرت» در خویشتن داری است و «جود» ، در پرداخت آن چه وظیفه توست.

 8- دلت را خانه مهرورزی به مردم قرار بده ؛ نسبت به مردم درنده ای مباش كه لغزش هایشان را فرصت غنیمت شماری؛ زیرا آنان یا هم كیش تو یا همنوع تو هستند و به عفو و گذشت تو محتاجند.

 9- در كیفر، شتاب مكن؛ مگو كه امیرم و هر چه خواستم ، می كنم و هرگاه قدرت و حكومت ،‌تو را به غرور و عجب كشاند، به یاد خدا باش كه برتر از توست و به یاد مرگ باش كه سرمستی و شادمانی بی جای تو را درهم می شكند.

10- میان خود و نزدیكانت با مردم منصفانه رفتار كن كه اگر انصاف نكنی، در حق آنان ستم كرده ای و هر كه به بندگان خدا ستم كند، طرف حسابش خداست.

11- شیوه ظالمانه ، به زوال نعمت می انجامد و اصرار بر ظلم ، انتقام الهی را در پی دارد؛ زیرا خداوند ، دادخواه مظلومان و دشمن ظالمان است.

 بقیه در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 18:29  توسط م. یزدی  | 

بنام خدا

يه روز يه صيادي به رسم هديه يه جوجه پرنده اي رو به حضرت محمد (ص) تقديم مي كنه! مادر اين پرنده در همون حال، مكرر خودش رو به جوجش مي رسونه و براش تو اون حال (كه خطر زيادي وجود داشت) آب و دونه مياره و خطر رو به جون مي خره.

پيامبر اكرم (ص) به يارانشون فرمودن: محبت و دلسوزي اين پرنده نسبت به جوجه اش را چگونه يافتيد؟

ياران گفتن: قدرت خدا را مشاهده كرديم. و پيامبر (ص) فرمودن: سوگند به كسي كه مرا به حق به پيامبري مبعوث نمود، همانا محبت و شفقت خدا به بندگانش هزار برابر محبت و شفقت اين پرنده به جوجه اش و بيشتر از محبت مادر به فرزندش مي باشد(منبع:كتاب لئالي الاخبار)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 6:29  توسط م. یزدی  | 

   بنام خدا

          

                  ... ما یک ملت « دوستدار علی » هستیم نه « شیعه ی علی »!

چرا که شیعه ی علی یعنی؛

     -- علی وار بودن ،

          -- علی وار اندیشیدن،

               -- علی وار احساس کردن در برابر جامعه،

                       -- علی وار مسولیت انجام دادن و در برابر خدا و خلق،

      و علی وار زیستن. علی وار پرستیدن و علی وار خدمت کردن است.

                                                                                   دكتر علی شریعتی

 

حدیث « علی مع الحق » در ادامه ی مطلب...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 23:52  توسط م. یزدی  | 

بنام خدا

آخر الزمان: (خطبه 103 نهج البلاغه) : در آخرالزمان نجات نمي يابد مگر مؤمني كه گمنام است . اگر در ميان مردم باشد شناخته نمي شود ، و اگر در ميان جمع نباشد به جستجويش برنخيزند . آنان چراغ هاي هدايت و نشانه هاي روشن اند براي كساني كه در تاريكي راه مي پيمايند . اينان سخن چيني نمي كنند و عيبهاي نهان ديگران را فاش نمي كنند و سخن بيهوده بر زبان جاري نمي كنند . خداوند درهاي رحمت خويش را به روي آنان مي گشايد و رنج و سختي عذاب خويش را از آنان برطرف مي سازد . اي مردم به زودي زماني بر شما خواهد آمد كه اسلام را واژگون كنند (كه هر چه در آن است بريزد) اي مردم خداوند شما را پناه داده از اين كه بر شما ستم كند . ولي پناه نداده و تضمين نكرده كه شما را آزمايش نكند .

خداي جليل و بزرگ فرموده : «ان في ذلك لايات و ان كنا لمبتلين » همانا در اين امر نشانه هايي است و ما آزمايش كننده ايم (سوره مباركه مؤمنون آيه 30).

+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 13:23  توسط م. یزدی  | 

بنام خدا

کمی بخندیم ... !!؟

 
چقدر خنده داره که يک ساعت عبادت در پیشگاه حضرت حق اینقدر دير و طاقت فرسا ميگذره ولي ۶۰ دقيقه بازي يک تيم فوتبال مثل برق و باد ميگذره !

چقدر خنده داره که ۱۰۰ هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسيار هنگفتي به چشم میآد اما وقتي که با همون مقدار پول به خريد ميريم کم اصلا به چشم نمياد !

چقدر خنده داره که يه ساعت عبادت در مسجد طولاني به نظر مياد اما يه ساعت نشستن پای یه فیلم آبدار و سرشار از صحنه هایی که یه بند توهین به ارزشهاست و حتی مقدسات ما رو به بازی میگیره به سرعت ميگذره !

چقدر خنده داره که موقع دعا کنيم هر چي فکر ميکنيم چيزي به فکرمون نمي ياد تا بگيم اما وقتي که به نماز میایستیم تازه یادمون میآد کارهای روزمره عقب افتاده و ... و همینطور موقع غیبت کردن هيچ مشکلي نداريم !

چقدر خنده داره که وقتي مسابقه ورزشي تيم محبوبمان به وقت اضافه ميکشه لذت ميبريم و از هيجان تو پوست خودمون نميگنجيم ! اما وقتي که مراسم دعا و خطابه و هیئت یه مقدار طولاني ميشه شکايت ميکنيم و آزرده خاطر ميشيم !

چقدر خنده داره که خوندن يه جزء و يا حتی یه صفحه از قرآن سخته اما خوندن ۱۰۰ صفحه از پرفروشترين کتاب رمان دنيا مثلا " هری پاتر " آسونه !

چقدر خنده داره که سعي ميکنيم رديف جلو صندليهاي يک کنسرت يا مسابقه رو بر خودمون رزرو کنيم اما چه حکمتیه که به آخرين صفهاي نماز جماعت تمايل داريم !

چقدر خنده داره که براي عبادت و کارهاي مذهبي هيچ وقت زمان کافي در برنامه روزمره خود پيدا نميکنيم اما براي بقيه کارهامون سعي ميکنيم تو آخرين لحظه هم که شده انجامشون بديم !

چقدر خنده داره که شايعات روز نامه ها رو به راحتي باور ميکنيم اما کلام خداوند در قرآن رو به سختي باور ميکنيم !

چقدر خنده داره که همه مردم ميخوان بدون اينکه به چيزي اعتقاد پيدا کنن و يا کاري در راه خدا انجام بدن به بهشت برن !

چقدر خنده داره که وقتي یه جوک از طريق پيام کوتاه تلفن همراهمون به ديگران ارسال ميکنيم به سرعت آتشي که در جنگلي انداخته شود همه جا را فرا ميگيرد اما وقتي که سخن و پيام الهي رو ميشنويم دو برابر در مورد گفتن و يا نگفتن اون فکر ميکنيد !

خنده داره . اينطور نيست ؟!

 

داريد مي خنديد ؟

 

داريد فکر ميکنيد ؟

 از خداوند سپاس گذار باشيد
که او خداي اعلي و دوست داشتني است

 خنده داره ...... نه ؟  تاسف آوره !!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 5:37  توسط م. یزدی  | 

 

بنام خدا

۱: پاسخ به سوال پست قبل خودم! :  " کدوم انتخابات!؟ مگه انتخابات بود!؟ " (جواب در پست بعدی!)

۲: به حمایت از  الله الکبر های شبانه:   (منبع) 

الله اکبرهای امشب از هر شب بلند تر بود... انگار شب قدر ملت من است... فردا خیلی از همین الله اکبر گویان به ملاقات خدا میروند... فردا روز سرنوشت است

حرفهای دخترک را بی کم و کاست مینویسم که اشکهای خشکیده مرا بر گونه روان کرد. فردا روز شهادت است

جمعه بیست و نه خرداد هزار و سیصد و هشتاد و هشت
فردا شنبه ست
فردا روز سرنوشت سازیه
امشب صدای الله اکبر بلند تر و بلند تر از شبهای قبل شنیده میشه
اینجا کجاست؟
اینجا کجاست که همه چیز به روش بسته شده؟
اینجا کجاست که مردم فقط دارن خدا رو صدا میزنن؟
اینجا کجاست که هرشب صدای الله اکبرش بلند تر و بلند تر میشه؟
هرروز منتظرم که شب بشه ببینم صدای الله اکبر بلند تر میشه؟ بیشتر میشه؟ یا نه؟
تن من میلرزه
نمیدونم خدا هم میلرزه یا نه؟!
اینجا کجاست که ما اینقدر مظلوم گیر افتادیم؟
اینجا کجاست که کسی ما رو یاری نمیکنه؟
اینجا کجاست که ما فقط با سکوت خودمون داریم صدامونو به گوش دنیا میرسونیم؟
اینجا کجاست که خون جوونهاش ریخته میشه و مردم تو خیابون وا می ایستن نماز میخونن؟
روی همون خونها وا می ایستن نماز میخونن
اینجا کجاست که مردمش اراذل و اوباش خطاب میشن؟
اینجا کجاست؟
میخوای بگم؟
اینجا ایرانه
اینجا سرزمین من و توئه
اینجا ایرانه
الله اکبر
الله اکبر


 بزنید ما را ، ملت ما بیدارتر می شود...

آیا چون با شما همفکر نیستیم،‌ باید کتک بخوریم؟ 

ما آشوبگریم؟ و شما مردان ولایت سید علی؟ 

ما قرآن سر نیزه کرده ایم؟ این نیزه ها را باید شما تعریف کنید؟ 

خاک بر سر کسانی که این شب ها، در مقابل بلند کردن نام خدا و شعار الله اکبر، تیر هوایی شلیک می کنند...  

خاک بر سر بسیجیان شیطان...  

شهربانی شاه هم حریف الله اکبر این مردم نشد... شما که حشره هم به حساب نمی آیید...  

پایان کارتان نزدیک است... 

به الله اکبر، سوگند! 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 22:7  توسط م. یزدی  |