تبليغاتX
حظ رب: فاطمه سلام الله علیها
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
بنام خدا

۱: سلام بر تو روزی که متولد شدی.

۲: انتخابات تموم شد!؟ چه خبر!؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 14:7  توسط م. یزدی  | 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

19 خرداد 88 :

بماند که امروز بیشتر از همه ی روزای دیگه اوضاع رو جوری لمس کردم که اوضاع انتخابات خیلی حساس شده، از جریان شلوغ کردن طرافداران محمود احمدی نژاد در شب گذشته وسط موج سبزی که حامیان میرحسین موسوی راه انداخته بودند گرفته تا اوضاع سر تا سر سبز! رنگ امروز خیابون های اصلی شهرمون ( البته سبزش یکم روشن تر بود! نه اشتباه نکنید! حامیان آقای موسوی نبودن، برادران پلیس با لباس های سبز مغز پسته ای! بودند که همه جا رو تحت کنترل شدید! قرار داده بودند که مبادا جریان شب قبل دوباره... ) و...

بعد از ظهر ساعت حول و حوش 6 بود که دو تا از بچه های آموزشگاه اومدند، اونم در حالی که خیلی مضطرب به نظر می رسیدن... پرسیدم چی شده؟ ( هر دو هم خواهر هستن) خواهر بزرگ تر همینجوری که نگاهش رو از روی نگاه های مضطرب خواهر کوچکترش بر نمیداشت،گفت : داشتیم میومدیم توی خیابون چند تا پسر که اتفاقا تیپ مذهبی هم داشتن ، وقتی این پارچه ی سبز رو که خواهرم بسته بود به مچ دستش دیدن، اومدن جلومون ایستادنو گفتن: "وقتی احمدی نژاد رای بیاره دیگه امثال تو جرات نمیکنن اینجوری مانتویی بیان بیرون... فهمیدی دختر خانم؟..."

بماند که این دو تا دختر رو چقدر ترسونده بودن ، و بماند که این دو تا خواهر رو من میشناسم، شاید مانتویی باشن اما هم خیلی سرسنگینن و هم اصلا قابل قیاس نیستن با کسانی که در حال حاضر توی همین شهر و البته شهرهای دیگه دارن از احمدی نژاد حمایت میکنن و در نوشته ای که در مطلب قبل هم نقل کردم، بهشون اشاره شده که... همه ی اینا بماند، ... چیزی که میخوام بگم اینه که مگه الان دولت نهم دست آقای احمدی نژاد نیست، پس چرا اینهمه وضع حجاب توی مملکت ما خرابه؟ شاید این موضوع مربوط میشه به برنامه های چهار سال دوم!!؟ هنوز یادمون نرفته چطور حجاب رو مورد تمسخر قرار دادن ، وقتی که طرح مبارزه با بدحجابی رو مثلا خواستن اجرا کنن، اما فقط چند روز اونم با چه وضعی... بعد هم دیگه فراموش شد... و روز به روز هم وضع حجاب داره بدتر میشه.... اونقدر که آدم از بیرون رفتن و دیدن این وضع خجالت میکشه....

اون وقت امروز از طرف حامیان آقای احمدی نژاد چنین حرکتی... واقعا جای تاسف داره...

-------------------------------------------------------

پ.ن1: حالا متوجهم که چرا وقتی دیشب حرف این مچ بندهای سبزرنگ شد، دوستی بهم گفت: "تو کوچه و خیابون نبندی دستت ها!" ... هرچند که خودش هم از حامیان میرحسین موسوی بود! ....اما انگار اون زودتر فهمیده بود " احمدی نژادی ها برای پیش بردن خودشون ، خیلی راحت توی هر لجنی میرن...  "....

پ.ن2: "آدم یاد اعراب جاهلی میفته!" ( به نقل از دختر خانمی که هنوز تا این ساعت از شب هم (11:55) یادم نمیره چقدر ترسیده بود )

پ.ن3: خدایا چرا تحمل میکنی کسانی رو که تو رو وسیله ی فریب مردم قرار دادن...؟ صبر زیاد تو نفسمونو میبره....

 پ.ن۴:      شمارش معکوس...!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 1:58  توسط م. یزدی  | 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

برگرفته از" وبلاگ رادیو اگر "

بسمه تعالي

من فكر مىكنم يك اشتباه استراتژيك دارد رخ مىدهد. و اگر از سوي ديگر به آن نگاه كنيم، مىفهميم كه اين، همان كلك كثيف احمدىنژاد است. همان كلكي كه او يك بار هم در سال 84 به كار برد. و عجيب كه اداره كنندگان ستاد ميرحسين، هنوز اين فريب را نفهميده اند.

اگر يادتان باشد مردمي كه در دور دوم انتخابات چهار سال پيش به احمدىنژاد راي دادند، از حب او نبود كه از بغض طرف مقابل احمدىنژاد بود؛ كه چنان رايي را به صندوق ها ريختند. مردم، تحت يك فريب بزرگ، خيال كردند هاشمي سمبل نظام است، و احمدىنژاد يك نيروي تازه ي از خارج نظام آمده، است!... آنها خواستند قدرت را جا به جا كنند.

اما من در شگفتم كه چرا دوستان، از يك سوراخ دارند بار دوم هم گزيده مىشوند!

چنانچه مىبينيم احمدىنژاد مىخواهد كارهاي نكرده اش را براي اين مردم، با همان كلك سابق، رفع و رجوع كند. پيش خودش فكر مىكند چيزي كه بار پيش نتيجه داد، اين بار چرا گرفتاريش را حل نكند؟ چرا بيايد به مردم گزارش دهد چه كارهايي كرده است؟ چرا خودش را به دردسر بيندازد؟ بلكه سريع مىرود سراغ همان رفيق قديمي، و با چند فحش و ناسزا كه نثارش مىكند؛ خودش را يك نيروي مخالف جا مىزند و مىتواند راي مردم خسته از حكومت را و از جمله خسته از دولت خودش را، بار ديگر پارو مىكند!!

قضيه خيلي ساده است.

احمدىنژاد نياز دارد به هاشمي. او نياز دارد رقابت خودش را با ميرحسين، تبديل كند به دعواي خودش و هاشمي! اين كار را يك بار هم در سوم تير آزمايش كرده است.

دوستان!... چرا خوابيد؟... بدانيد كه هاشمي جايي در دل اين مردم ندارد. آن كسي كه در دوران مديريتش، انقلاب را از راه خودش منحرف كرد. تجمل و فساد مالي و له كردن ارزشها را بر جامعه حاكم كرد. صريح بگويم: "امام را از جامعه شست." بجايش "هيچي" آورد. فرزندان واقعي امام را به كنج غمكده ها راند. و جايشان را به همين كرباسچي ها و قبه ها داد.

من با شما هستم. با شما گردانندگان ستاد رقيب امروز احمدىنژاد! شما غلط مىكنيد كه از كرباسچي و قبه دفاع مىكنيد. غلط مىكنيد از ناطق دفاع مىكنيد. و غلط مىكنيد از هاشمي رفسنجاني دفاع مىكنيد.

مگر ناطق و رفسنجاني براي ما چه كرده اند؟ غير از اين است هر آنچه در دهه شصت ساخته بوديم، آنها زير پاي خودشان و خاندانشان ويران كردند؟ غير از اين است كه در همين روزها، همين ايام كه فقراي جامعه براي پرداخت اجاره خانه شان، يا يك قسط بانكي حقيرانه شان، با هزار غصه و دلواپسي شب به خواب مىروند؛ خاندان هاشمي و ناطق و واعظ طبسي و هزارن خاندان ديگر كه احمدىنژاد نامي از آنها نبرد؛ دارند با دمشان گردو مىشكنند؟

بگذاريد اگر احمدىنژاد، واقعا دشمني اي با آنها دارد، با آنها بجنگد. شما را اين وسط چه كار؟ چرا باز هم در دام احمدىنژاد در حال گير افتادنيد؟

چرا فكر نمىكنيد و نمىكنيم اگر احمدىنژاد با اين فساد هاي بزرگ خانداني و حكومتي دشمن بود، چرا در اين چهار سال در قدرت بودنش، با آنها هيچ نكرد؟ چرا خاندان ناطق همچنان ميلياردر ماند و همزمان بازرس ويژه رهبري هم؟ و چرا خاندان هاشمي روز به روز بزرگتر و گردن كلفت تر شد؟ چرا رييس جمهور مملكت، رييس متروي يك شهر را هم عوض نكرد؟

بله، حقيقت اين است احمدىنژاد هيچ دعوايي با فساد و مفسدان حكومتي ندارد. ندارد، نداشته است، و نخواهد داشت.

اما به دلش چسبيده است فريب مردم، و اين وعده به آنها كه: احمدىنژاد دشمن خاندان هاشمي است!

من هم اگر مىخواستم ميان احمدىنژاد و هاشمي، به يكي راي دهم؛ حتم بدانيد به هاشمي راي نمىدادم. چون يادم هست پا گذاشتن او را بر روي خون ياران شهيدم. و آن همه انحرافي كه از سال 68 به بعد انجام داد. يادم هست خون گريه هاي خودم را. يادم هست ياد امامي كه به كل فراموش شد.

و من در سال 84 به هاشمي راي ندادم. گرچه به احمدىنژاد هم راي ندادم. كه انحراف و شياد بودن او اظهر من الشمس است. من در انتخابات 84 اصلا شركت نكردم.

راه چاره ي امروز ياران ميرحسين كاملا مشخص است. بايد بدانند دشمني با كسي مثل هاشمي، از دوستي با او مفيدتر است. و اصولا ميرحسين چه نيازي دارد به كسي كه هميشه وهميشه و حتي در اوج قدرت او، با او مخالف بوده است؟ ميرحسين اگر راه و روش هاشمي را قبول داشت، بايد در دوران امپراطوري او، جايي مىداشت. نه آنكه به كنجي مىخزيد و با غم هايش خلوت مىكرد.

ميرحسين!

به مردم بگو تو از همه بيشتر با هاشمي و تفكر هاشمي و روش هاشمي مخالف بوده اي. بگو له شدن كمر مردم را در دوران سازندگي او با چشمان اشكبار خودت نظاره كرده اي. و صداي ضجه مردمي فداكار را، كه براي اسلام خون فرزندانشان را به خدا تقديم كرده بودند؛ هزاران بار از ته دل شنيده اي.

ميرحسين! به مردم بگو با تجمل و مصرف گرايي و بر پول و سكه و اسكناس غلط زدن، اين تو بودي كه مخالف بوده اي. له كردن عدالت، خواب از چشمانت مىربود. و اشك يتيمان شهيداني كه خون پدرانشان را تاراج كرده مىديدند؛ كابوس شب هاي تو بود.

ميرحسين! به مردم بگو نوكران آمريكا را تو از هم بيشتر و بهتر مىشناسي. كساني كه فرش قرمز پهن كردند براي صندوق آمريكايي پول. و چپاول كردند انبوه ذخاير اين مردم را. كساني را كه در پايان مثلا سازندگي شان، عدالت نابود شد؛ اما شكم خاندان و فرزندانشان از همه فربه تر گشت.

ميرحسين! به مردم بگو از دوران نخست وزيري ات پشيمان نشده اي. عدالت را باز هم باز خواهي گرداند. و كمربند شكم گنده ها را آنقدر تنگ خواهي گرفت، كه حق مردم از گلويشان بيرون بيايد. خاندان هاشمي و ناطق كه هيچ، تمام خاندان هايي كه احمدىنژاد حرفشان را نزد چرا كه تسليم او شده بودند؛ همه را با خط كش عدالت خود به راه خواهي آورد.

ميرحسين! يكي از ذخاير مالي براي دولت تو، غير از صدور نفت و اخذ ماليات، اين خاندان هاي چاق و گنده و پشمالو است. آنها را به سختي بدوش.

ميرحسين! بر خلاف احمدىنژاد كه اين روزها هوادارانش با آرايش هاي سنگين و سينه هاي برآمده، دارند در خيابان ها مىلولند و مىجنبدند و عشوه مىكنند و رقاصگي؛ تو بيا و به احترام امام شهدا، حركتي كن مردانه: در اولين روزهاي حكومتت، گشت هاي ثارالله را از نو به خيابان ها بيار. بيا و فساد را چنان له كن، كه هيچ احمدىنژادي نتواند روش ياران امام را در دهه شصت به مسخره بگيرد. و هيچ احمدىنژادي براي هميشه، نتواند با ياران دم اسبي اش، از آزادي غربي دفاع كند و دل به راي فاسدان و فاحشه ها ببندد.

ميرحسين! به مردم بگو ديگر دوران خاتمي نخواهد بود كه چند نفر اوباشِ فكري فرهنگي، هر چه بخواهند به اسلام ِ مردم ببندند. شمشير ها را از رو بسته، به جنگ اعتقادات عموم بيايند. بگو كه با ضرب سيلي، گونه هايشان سرخ خواهي كرد.

ميرحسين! به مردم بگو در دولت تو، هر كه كار كند، پول خواهد داشت. فساد و رشوه و باندبازي، تعطيل! هر كه مىخواهد ثروت بياندوزد، بايد از راه شرافتمندانه ي توليد بگذرد. كار ايجاد كند. توليد كند.

ميرحسين به مردم بگو در حكومت تو، اين توليد است كه ارزش است؛ و نه مصرف. بگو ماشين هاي صد ميليوني كفتارها را از حلقومشان بيرون خواهي كشيد؛ بجايش براي اجاره نشين هاي پايين شهر، حق مسكن پرداخت خواهي كرد. بگو بجاي هوا كردن پي در پي موشك هاي چند ميليارد دلاري، پول مردم را خرج مردم مىكني. بيمه هاي اجتماعي را پايه خواهي گذاشت. تا هيچ خانواده ي فقير و بيچاره اي، براي گذاران روزهايشان، دخترانشان را به فاحشگي نفرستند...

ميرحسين! به مردم بگو كه صادقي. پاكي. قوي هستي. جدّي اي. به احكام اسلام، دلبندي. با كسي تعارف نداري. دشمن فساد بوده اي و هستي. با آمريكا عاقلانه خواهي رزميد. كشور را اداره خواهي كرد. دنيا را هم از شرف و آزادگي ايران، آگاه مىكني.

ميرحسين! به مردم بگو. بگو كه با هاشمي خيلي فرق داري. بگو كه تو يادگار امامي. بگو امروز تعارف نداري؛ فردا هم.

ميرحسين! ستاد تو خواب است. خودت به مردم بگو.

********

در مورد مطلب "به مردم بگو..." اون شب میر حسین موسوی حرفی زد که امیدوارم شنیده باشید، ایشون گفتند: "درسته کسانی مثله آقای هاشمی، خاتمی و غیره از من طرفداری کردن اما من خودم به برخی سیاست های اونا اعتراض های جدی ای دارم که به وقتش مطرح میکنم، اینکه اونا از من حمایت میکنن دیگه از طرف خودشونه و من... "


 من معتقدم باید آقای موسوی هوشیارانه این مسائل رو هم در نظر بگیرن. 

مهم تر اینکه ای کاش آقای موسوی این مطلب رو واقعا میخوندن و میدونستن مردم چطور و با چه دیدگاهی ازشون انتظار دارن...هرچند که سوابق ایشون ثابت کرده که میدونن و انشاءالله که بتونن در جهت این اهداف کارهایی انجام بدن...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 23:8  توسط م. یزدی  | 

بنام خدا

 

همین چند دقیقه قبل داشتم برنامه ی تلویزیونی رو بمناسبت شب شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها نگاه میکردم... کارشناسی که داشت توی برنامه حرف میزد حرف قشنگی زد ، گفت : شما نپرسید که حضرت زهرا چند روز بعد از رسول خدا از دنیا رفت؟ بلکه متوجه باشید که حضرت زهرا زمانی راضی شد و از دنیا رفت که دیگه مطمئن شد کسی با امامش... به حضرت علی در مقابل حضرت زهرا بعنوان همسر نگاه نکنید ، بعنوان امام ببینیدش... در واقع حضرت زهرا تا زمانی موند که مطمئن شد کسی با امامش کاری نداره... روایتی هست بر این مبنا که میگه روزی دیدند حضرت زهرا سلام الله علیها با اون حال بیمار نشسته جلوی در خونه ، به حضرت گفتند: چرا با این حال اینجا نشستین؟ حضرت زهرا در جواب گفتند که : (مضمون جواب این بود که) حال من مهم نیست، اینجا میمونم تا کسی برای بردن علی(ع) جرات پیدا نکنه.

واقعیت اینه که حضرت زهرا سلام الله علیها به دنیا پا نگذاشت که مثلا برای خودش زندگی و همسر و بچه داشته باشه. که اگه هم زندگی و همسر و بچه هم داشت برای هدفی بود که بخاطرش به دنیا اومده بود. در خدمت امام بودن  و فقط هم برای خدا و به دستور خدا، چیزی بود که من از هر چیزی بیشتر اینو از حضرت زهرا سلام الله علیها یاد گرفتم.

و ما تا فاطمی نشیم و تمام زندگیمون آمیخته با فرهنگ زندگی حضرت زهرا سلام الله علیها نشه ، نمیتونیم یه منتظر واقعی برای ظهور امام وقت خودمون باشیم. و تا فاطمی نشیم معنای حمایت و در رکاب امام بودن رو به واقع نخواهیم فهمید. حضرت زهرا نمونه ی واقعی کسیست که به عنوان یک زن که مهم ترین نقش رو در عالم داره ، یعنی تربیت ،  حمایت و جنبه های دیگه ی رفتاری ، همسری رو در مقام امامت یاری کرد و فرزندانی رو برای امامت تربیت کرد. تمام وجود حضرت زهرا وقف این هدف شد در تمام زندگیش... و این در حالی بود که در جنبه های عفاف و عمل به واجبات و ترک محرمات و تمام شاخه های دیگه ی رفتاری نمونه بود و با تمام این اوصاف حتی در دنیا زندگی هم داشت ، همسر هم داشت ، فرزند هم داشت ، در اجتماع حضور هم داشت... چیزی که میخوام بگم اینه که حضرت زهرا انسان محدودی نیست. در تمام ابعاد الگو بحساب میاد. اینکه مثلا آدم ها فکر میکنن برای رسیدن به زهد باید مثلا فلان کار دنیایی اتفاق نیفته... بر میگردیم به زندگی حضرت زهرا میبینیم حضرت زهرا در نهایت زهد بود اما همون کار دنیایی رو هم با زهد آمیخته بود و انجام میداد و دیگه اون کار دنیایی ( پست ) به حساب نمی اومد ، چراکه در حد متعالی توسط ایشون صورت میگرفت. و یا اینکه بعضی ها تصورات اشتباهی دارن مثل اینکه اگر ما مثلا بخواهیم عفاف و   مسائل مربوط به اونو رعایت کنیم محدود میشیم و توی اجتماع نمیتونیم ظاهر بشیم ، ادعای اشتباهیه ، چراکه حضرت زهرا در نهایت عمل به تمام این وجوه رفتاری چه به شکل اجتماعی و چه به شکل سیاسی و دینی و.... در اجتماع حضور فعال و مهمی داشتند... همین جریان خطبه ای که در مسجد قرائت کردند و یا زمانی که برای یاد آوری برخی مسائل پیگیر مهاجر و انصار شدند و ...

باید متوجه این حدیث امام زمان (عج) باشیم که فرمودند : دختر رسول خدا(ص) الگوی خوبی برای منست.  معنی این حدیث تائید میکنه که براستی حضرت زهرا الگوی خوب و کامل و عالی ای در تمام ابعاد هست برای تمام انسان ها.

و ما باید حضرت زهرا رو دقیق مورد بررسی قرار بدیم. نباید از نعمتی که خدا اینقدر واضح به عنوان الگو برای ما قرار داده غافل باشیم ، چرا که روزی میرسه که از ما سوال میپرسن  : ( ثم لتسئلن یومئذ عن النعیم ) و این نعیم به تعبیری همین مقام امامته. که حضرت زهرا بعنوان یک دفترچه ی راهنما خیلی ساده با زندگیش و با شهادتش به ما یاد میده چطور درک کردن و در خدمت امامت بودن رو.

و اگر کانال امامت راهی به وجود ما نداشته باشه قطعا در ارتباطمون با خدا دچار انحراف میشیم....

بررسی وجوه رفتاری حضرت زهرا سلام الله علیها انقدر گسترده و عمیقه که در مثلا یک مقاله نمیشه به تمامش پرداخت... من سعی کردم در حالت کلی بمناسبت شب شهادت حضرت زهرا به این موضوع بپردازم.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و جعلنا من اعوانه ای و الانصار و المستشهدین بین یدیه...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 21:27  توسط م. یزدی  | 

بسم الله

    نام زهرا خود حدیث برتر است  نام زهرا حرز جنگ حیدر است

تصویر

شرح حدیث کساء : اگر در جمع خوانده شود خودبخود گناهان جمع بخشیده می شود . خود به خود حاجات جمع ( آنهایی که به مصلحت است ) روا می شود . گره  های کور باز می شود . اگر اشکی بخاطر عظمت اهل بیت ع جاری شود همه ملائک از عرش می آیند ( در حالیکه برای هیچ چیز دیگر این خصوصیت ذکر نشده ) . مهمترین اثر هم اینکه زمان فرا رسیدن فرستادن صلوات امام زمان با جمع صلوات می فرستد و با انها دعا می کند .

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمْ

 حِدیث الْکِساء عَنْ فاطِمَةَ الزَّهْرآءِ عَلَیْهَاالسَّلامُ بِنْتِ رَسُولِ‏اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ قالَ سَمِعْتُ فاطِمَةَ اَنَّها قالَتْ دَخَلَ عَلَىَّ اَبى رَسُولُ‏اللَّهِ فى بَعْضِ الْأَیَّامِ فَقالَ: اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا فاطِمَةُ فَقُلْتُ عَلَیْکَ السَّلامُ قالَ اِنّى اَجِدُ فى بَدَنى ضُعْفاً فَقُلْتُ لَهُ اُعیذُکَ بِاللَّهِ یا اَبَتاهْ مِنَ الضُّعْفِ فَقالَ یا فاطِمَةُ ایتینى بِالْکِساءِ الْیَمانىِّ وَ غَطّینى بِهِ فَاَتَیْتُهُ بِالْکِساءِ الْیَمانى فَغَطَّیْتُهُ بِهِ وَ صِرْتُ اَنْظُرُ اِلَیْهِ وَ اِذا وَجْهُهُ یَتَلَأْلَؤُ کَاَنَّهُ الْبَدْرُ فى لَیْلَةِ تَمامِهِ وَ کَمالِهِ فَما کانَتْ اِلَّا ساعَةً وَ اِذا بِوَلَدِىَ الْحَسَنِ قَدْ اَقْبَلَ وَ قالَ اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمَّاهْ فَقُلْتُ وَ عَلَیْکَ السَّلامُ یا قُرَّةَ عَیْنى وَ ثَمَرَةَ فُؤادى فَقالَ یا اُمَّاهُ! اِنّى اَشُمُّ عِنْدَکِ رائِحَةً طَیِّبَةً کَاَنَّها رائِحَةُ جَدّى رَسُولِ‏اللَّهِ فَقُلْتُ نَعَمْ اِنَّ جَدَّکَ تَحْتَ الْکِساءِ فَاَقْبَلَ الْحَسَنُ نَحْوَ الْکِساءِ وَ قالَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا جَدَّاهْ یا رَسُولَ‏اللَّهِ، اَتَأْذَنُ لى اَنْ اَدْخُلَ مَعَکَ تَحْتَ الْکِساءِ قالَ: وَ عَلَیْکَ السَّلامُ یا وَلَدى وَ صاحِبَ حَوْضى قَدْ اَذِنْتُ لَکَ فَدَخَلَ مَعَهُ تَحْتَ الْکِساءِ فَما کانَتْ اِلَّا ساعَةً وَ اِذًا بِوَلَدِىَ الْحُسَیْنِ قَدْ اَقْبَلَ وَ قالَ اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمَّاهُ فَقُلْتُ وَ عَلَیْکَ السَّلامُ یا قُرَّةَ عَیْنى وَ ثَمَرَةَ فُؤادى فَقالَ لى یا اُمَّاهْ اِنّى اَشُمُّ عِنْدَکِ رائِحَةً طَیِّبَةً کَاَنَّها رائِحَةُ جَدّى رَسُولِ‏اللَّهِ فَقُلْتُ نَعَمْ، اِنَّ جَدَّکَ وَ اَخاکَ تَحْتَ الْکِساءِ فَدَنَا الْحُسَیْنِ نَحْوِ الْکِساءِ وَ قالَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا جَدَّاهُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مَنِ اخْتارَهُ اللَّهُ اَتَأْذَنُ لى اَنْ اَکُونَ مَعَکُما تَحْتَ الْکِساءِ؟ فَقالَ وَ عَلَیْکَ السَّلامُ یا وَلَدى وَ یا شافِعَ اُمَّتى، قَدْ اَذِنْتُ لَکَ فَدَخَلَ مَعَهُما تَحْتَ الْکِساءِ فَاَقْبَلَ عِنْدَ ذْلِکَ اَبُوالْحَسَنِ عَلِىُّ بْنُ اَبىطالِبٍ وَ قالَ اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ رَسُولِ‏اللَّهِ فَقُلْتُ وَ عَلَیْکَ اَلسَّلامُ یا اَبَاالْحَسَنِ وَ یا اَمیرَالْمُؤْمِنینَ فَقالَ یا فاطِمَةُ اِنّى اَشُمُّ عِنْدَکِ رائِحَةً طَیِّبَةً کَاَنَّها رائِحَةُ اَخى وَ ابْنِ عَمّى رَسُولِ‏اللَّهِ فَقُلْتُ نَعَمْ هاهُوَ مَعَ وَلَدَیْکَ تَحْتَ الْکِساءِ فَاَقْبَلَ عَلِىٌّ نَحْوِ الْکِساءِ وَ قالَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا رَسُولَ‏اللَّهِ اَتَأْذَنُ لى اَنْ اَکُونَ مَعَکُمْ تَحْتَ الْکِساءِ قالَ لَهُ وَ عَلَیْکَ اَلسَّلامُ یا اَخى وَ یا وَصِیّى وَ خَلیفَتى وَ صاحِبَ لِوائى قَدْ اَذِنْتُ لَکَ فَدَخَلَ عَلِىٌّ تَحْتَ الْکِساءِ ثُمَّ اَتَیْتُ نَحْوَ الْکِساءِ وَ قُلْتُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبَتاهْ یا رَسُولَ‏اللَّهِ اَتَأْذَنُ لى اَنْ اَکُونَ مَعَکُمْ تَحْتَ الْکِساءِ قالَ وَ عَلَیْکِ السَّلامُ یا بِنْتى وَ بِضْعَتى قَدْ اَذِنْتُ لَکِ فَدَخَلْتُ تَحْتَ الْکِساءِ فَلَمَّا اکْتَمَلْنا جمیعاً تَحْتَ الْکِساءِ اَخَذَ اَبى رَسُولُ‏اللَّهِ بِطَرَفَىِ الْکِساءِ وَاَوْمى بِیَدِهِ الْیُمْنى اِلَى السَّماءِ وَ قالَ اَللَّهُمَّ اِنَّ هؤُلاءِ اَهْلُ بَیْتى وَ خاصَّتى وَ حامَّتى، لَحْمُهُمْ لَحْمى وَ دَمُهُمْ دَمى یُؤْلِمُنى ما یُؤْلِمُهُمْ وَ یَحْزُنُنى ما یَحْزُنُهُمْ اَنَا حَرْبُ لِمَنْ حارَبَهُمْ وَ سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَهُمْ، وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عاداهُمْ وَ مُحِبٌّ لِمَنْ اَحَبَّهُمْ اِنَّهُمْ مِنّى وَ اَنَا مِنْهُمْ فَاجْعَلْ صَلَواتِکَ وَ بَرَکاتِکَ وَ رَحْمَتَکَ وَ غُفْرانَکَ وَ رِضْوانَکَ عَلَىَّ وَ عَلَیْهِمْ وَ اَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهِّرْهُمْ تَطْهیراً فَقالَ اللَّهَ عزَّ وَ جَلَّ: یا مَلائِکَتى وَ یا سُکَّانَ سَمواتى اِنّى ما خَلَقْتُ سَماءً مَبْنِیَّةً، وَ لا اَرْضاً مَدْحِیَّةً وَ لا قَمَراً مُنیراً وَ لا شَمْساً مُضیئَةً وَ لا فَلَکاً یَدُورَ وَ لا فُلْکاً یَسْرى اِلَّا فى مَحَبَّةِ هؤُلاءِ الْخَمْسَةِ الَّذینَهُمْ تَحْتَ الْکِساءِ فَقالَ الْأَمینُ جَبْرَئیلُ یا رَبِّ وَ مَنْ تَحْتَ الْکِساءِ فَقالَ اللَّهُ عزَّ وَ جَلَّ هُمْ اَهْلُ بَیْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَعْدِنُ الرِّسالَةِ وَ هُمْ فاطِمَةُ وَ اَبُوها وَ بَعْلِها وَ بَنُوها فَقالَ جَبْرَئیلُ یا رَبِّ اَتَأْذَنُ لى اَنْ اَهْبِطَ اِلَى الْأَرْضِ لِأَکُونَ مَعَهُمْ سادِساً فَقالَ اللَّهُ نَعَمْ، قَدْ اَذِنْتُ لَکَ فَهَبَطَ الْأَمینُ جَبْرَئیلُ وَ قالَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا رَسُولَ‏اللَّهِ اَلْعَلِىُّ الْأَعْلى یُقْرِئُکَ السَّلامَ وَ یَخُصُّکَ بَالتَّحِیَّةِ وَ الْإِکرامِ، وَ یَقُولُ لَکَ وَ عِزَّتى وَ جَلالى اِنّى ما خَلَقْتُ سَماءً مَبْنِیَّةً وَ لا اَرْضاً مَدْحِیَّةً وَ لا قَمَراً مُنیراً وَ لا شَمْساً مُضیئَةً وَ لا فَلَکاً یَدُورُ وَ لا بَحْراً یَجْرى وَ لا فُلْکاً یَسْرى اِلَّا لِأَجْلِکُمْ وَ مَحَبَّتِکُمْ وَ قَدْ اَذِنَ لى اَنْ اَدْخُلَ مَعَکُمْ فَهَلْ تَأْذَنُ لى یا رَسُولَ‏اللَّهِ فَقالَ رَسُولَ‏اللَّهِ وَ عَلَیْکَ السَّلامُ یا اَمینَ وَحْىِ‏اللَّهِ، نَعَمْ، قَدْ اَذِنْتُ لَکَ فَدَخَلَ جَبْرَئیلُ مَعَنا تَحْتَ الْکِساءِ فَقالَ جَبْرَئیلُ لَأَبى اِنَّ اللَّهَ قَدْ اَوْحى اِلَیْکُمْ یَقُولُ اِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً فَقالَ عَلِىٌّ لِأَبى یا رَسُولَ‏اللَّهِ، اَخْبِرْنى ما لِجُلوُسِنا هذَا تَحْتَ الْکِساءِ مِنَ الْفَضْلِ عِنْدَاللَّهِ فَقالَ النَّبِىُّ وَالَّذى بَعَثَنى بِالْحَقِّ نَبِیّاً وَاصْطَفانى بِالرِّسالَةِ نَجِیّاً ما ذُکِرَ خَبَرُنا هذا فى مَحْفِلٍ مِنْ مَحافِلٍ اَهْلِ الْأَرْضِ وَ فیهِ جَمْعٌ مِنْ شیعَتِنا وَ مُحِبّینا اِلَّا وَ نَزَلَتْ عَلَیْهِمُ الرَّحْمَةُ وَ حَفَّتْ بِهِمُ الْمَلائِکَةُ وَاسْتَغْفَرَتْ لَهُمْ اِلى اَنْ یَتَفَرَّقُوا فَقالَ عَلِىٌّ: اِذاً وَاللَّهِ فُزْنا وَ فازَ شیعَتُنا وَ رَبِّ الْکَعْبَةِ فَقالَ أَبى ثانِیاً یا عَلِىُّ وَالَّذى بَعَثَنى بِالْحَقِّ نَبِیّاً، وَاصْطَفانى بِالرِّسالَةِ نَجِیّاً ما ذُکِرَ خَبَرُنا هذا فى مَحْفِلٍ مِنْ مَحافِلِ اَهْلِ الْأَرْضِ وَ فیهِ جَمْعٌ مِنْ شیعَتِنا وَ مُحِبّینا وَ فیهِمْ مَهْمِّومٌ اِلَّا وَ فَرَّجَ اللَّهُ هَمَّهُ وَ لا مَغْمُومٌ اِلَّا وَ کَشَفَ اللَّهُ غَمَّهُ وَ لا طالِبُ حاجَةٍ اِلَّا وَ قَضَى اللَّهُ حاجَتَهُ فَقالَ عَلِىٌّ اِذاً وَاللَّهِ فُزْنا وَ سُعِدْنا وَ کَذلِکَ شیعَتُنا فازُوا وَ سُعِدُوا فِى الدُّنْیا وَالْأخِرَةِ وَ رَبِّ الْکَعْبَةِ

دانلود فایل صوتی حدیث شریف کساء

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 15:33  توسط م. یزدی  |