تبليغاتX
حظ رب: فاطمه سلام الله علیها
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
به نام خدا

سلام به همه... متاسفانه حتی فرصت نشد برای عید نیمه ی شعبان مطلبی رو آماده کنم. قبل از هر چیزی به همه این عید بزرگ رو تبریک میگم . و ببخشید که نمیتونم برای تبریک خدمت برسم. به نظر شما چقدر تا ظهور مونده؟ آماده ایم؟

منبع مطلب : وبلاگ عکس فرشته ها

نمی آیی؟؟؟؟؟

ببین عمق وجودم را...همه عصیان و خود کامیست

و نقش خامه ام ...خامیست!!

نمی آیی؟؟؟... که مردان هم عصا از کور می دزدند!!؟؟

محبت را ببین در دست سارق های خوش سیما!!

نمی آیی؟؟

زنان کالای بازارند...از خود نیز بیزارند!!

...و مردان در پی کالایی که گو یا خواهران یا مادران شان هستند...

می کاوند دنیا را....

نمی آیی؟؟

ببین پر گشته از فکر سیاست کفه دنیا

کسی دیگر برای لاله ای

عشقی

درختی

گیسوی یاری....نمی خواند!!

همه آواز می خوانند بهر سیم و زر هر روز

همچون مرغ دست آموز..

قربانت شوم !! ای عندلیب عشق سودایی...نمی آیی؟؟

و لیکن نیک میدانی که درد ما...همه درد خودیت هاست!!

و فقدان تو...محصول منیت هاست!!

میدانم که میدانی...

و با این درک خوبت نیک میدانم

چه تنهایی

...و تو که روح تن هایی...

به این دنیای سودایی.....نمی آیی!!!!

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 22:19  توسط م. یزدی  | 

به نام خدا.

امشب شب مبعثه و من قبل از هر چیزی عید مبعث رو به همه ی مسلمین جهان تبریک میگم. و امیدوارم بتونیم با تمسک به سیره ی پیامبر رحمت و مهربانی ، حضرت محمدمصطفي (ص) حقيقت رو توي زندگي پيدا كنيم و هرگز به بيراهه نريم. من ياد سفارش نبي مكرم اسلام افتادم كه فرمودند اگه به قرآن و اهل بيت او تمسك پيدا كنيم، هرگز گمراه نميشيم. اميدوارم درس هاي قرآن و درس هاي زندگي ائمه هميشه توي رفتار ها و زندگيمون مهمترين نقش رو داشته باشه.

متاسفانه من اينترنت ندارم و الانم وقتم خيلي محدوده. ببخشيد كه براي تبريك اين عيد بزرگ خدمت همه ي دوستان نميتونم برسم. از همينجا از همه پوزش ميخوام و عيد رو به همه تبريك ميگم.

يكي از دوستان توي بخش نظرخواهي از آداب و روش زندگي يك مسلمان در جامعه سوال كرده بودن. من ايشونو ارجاع ميدم به سيره ي كامل زندگي پيامبر اسلام. البته قول ميدم تو اولين فرصت پست مفصلي در اين باره بنويسم.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 19:19  توسط م. یزدی  | 

به نام خدا

جلب رحمت خدا ، خداوند در سوره ی نور می فرماید: وَ اقیمُواالصَّلاةَ وَ اتواالزَّكاة وَ اَطیعُواالرَّسوُلَ لعَلكُمْ ترْحَمُونَ. (نور/ 56) " و نماز را بر پا دارید و زكات بدهید و رسول را اطاعت كنید تا مشمول رحمت شوید."

خداوند در این آیه اولین شرط برای داخل شدن در رحمت را برپایی نماز برمی شمارد.

طلب یاری از نماز، "وَاستعینُوا بِالصَّبْرِ والصَّلاةِ وَ اِنَّها لكبیرِةٌ اِلاّ عَلی الخاشِعینَ. (بقره/ 45) " و از صبر و نماز یاری بجویید و این كار جز از برای خاشعان گران است."

كلمه استعانت به معنای طلب كمك است و این هنگامی است كه انسان به تنهایی نمی تواند مشكلی را به دلخواه حل كند. چرا كه در حقیقت یاوری جز خدای یگانه وجود ندارد. این دو، بهترین وسایل برای پیروزی هستند.چون صبر هر بلایی را هر چند عظیم، كوچك و ناچیز می كند و نماز كه التجاء به خدا است، ایمان را در درون زنده ساخته و به آدمی می فهماند كه به جایی تكیه دارد كه انهدام ناپذیر است و به ریسمانی دست زده كه پاره شدنی نیست و به این ترتیب با ایجاد پایگاه درونی و تكیه گاه برونی كه برای پیروزی برمشكلات لازم است، راه غلبه برگرفتاریها آسانتر می شود و نیز می فرماید: یا اَیُّها الَّذینَ آمَنُوااسْتعینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلوةِ اِنَ الله مَعَ الصّابِرینَ. (بقره/ 153) " ای كسانی كه ایمان آورده اید از صبر و نماز استعانت جوئید كه خدا با صابرین است."

در این آیه نیز برای پیروزی بر مشكلات به یاری جستن از یكی از بزرگترین ملكات (صبر) و یكی از بزرگترین عبادات (نماز) دعوت می كند.

ُ "خداوند در سوره رعد فقط یاد خدا را آرام بخش دلها می داند: اَلا بِذكرِ اللهِ تطمَئِنُّ القلوبُ (رعد/ 28) "آگاه باشید كه تنها یاد خدا آرامش بخش دلهاست. "در سوره ی طه، هنگام اولین وحی به موسی(ع) می فرماید: … وَاَقِمِ الصَّلوةَ لِذِكْری (طه / 14) "… و نماز را برای یاد من به پادار." و این گونه نماز را از مظاهر یاد خود برمی شمارد. حال چرا در دل چنین كسانی ترس و غم جای داشته باشد. اِنَّ الَّذینَ امَنُوا وَ عَمِلُواالصّالِحاتِ وَ اَقامُواالصَّلاةَ وَ اتُواالزَّكاةََ لَهُمْ اجْرُهُمْ عِنْدَ رَبّهِمْ وَلا خَوْفٌ عَلیْهِمْ وَلا هُمْ یَحْزَنُونَ. (بقره/ 277) "كسانی كه ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند و نماز برپا داشتند و زكات را پرداختند اجرشان نزد پروردگارشان است و نه ترسی بر آنهاست و نه غمگین می شوند."

برای مردم با ایمانی كه با نماز یاد خدا را زنده نگه می دارند و با پرداخت زكات از بروز اختلاف طبقاتی جلوگیری می كنند، آرامشی است كه دیگران از دركش عاجزند و پاداشی كه فقط نزد پروردگار است.

بازداشتن از فحشا و منكر… ، "وَ اَقِمِ الصَّلاةَ اِنَّ الصُّلاةَ تنهی عَنِ الفحشاءِ وَالمُنكَرِ وَ لَذِكرُاللهِ اَكْبَرُ واللهُ یَعلمُ ما تصنعُون.(عنكبوت/45 ) "… و نماز را برپا دار كه نماز انسان را از زشتی ها و منكرات باز می دارد و ذكر خدا بزرگتر است و خدا به هر چه كنید آگاه است."

طبیعت نماز از آنجا كه انسان را به یاد نیرومندترین عامل بازدارنده یعنی اعتقاد به مبدأ و معاد می اندازد، دارای اثر بازدارندگی از فحشا و منكر است. نماز، كسی را كه به انواع وسایل هوسرانی مجهز و پایه های حكومت غرایز طغیانگر در كانون وجودش مستحكم و پابرجاست و برای آنها مرزی نمی شناسد، كنتر ل می كند. در هر روز پنج بار ادای نماز كردن، صبح بعد از برخاستن از خواب (كه انسان از همه چیز غافل است)، وسط روز (هنگامی كه غرق در زندگی مادی است)، در پایان روز و آغاز شب، می تواند جامعه ای صالح ایجاد نماید. نمازی كه برای انجام آن از ابتدا، انسان خود را از هرگونه آلودگی پاك كرده و حرام و غضب را از خود دور می سازد و با حمد، تسبیح، تكبیر و سلام بر بندگان صالح خدا، خدا، مقام اولیاء، درجات مردان خدا، عذاب الهی، كیفر خطاكاران، حسابهای دقیق و بی اشتباه روز رستاخیز را به یاد می آورد و با قیام در مقابل خدا، او را از هر چیز برتر و بالاتر می شمرد و با یاد نعمتهایش او را سپاس می گوید و از او صراط مستقیم را می طلبد، بدون شك انسان را متوجه جهان معنوی كرده و در درونش جنبشی به سوی حق و پاكی پیدا می شود و او را از خودخواهی و دنیاپرستی باز می دارد و با تواضع در مقابل ذات لایزال الهی، عشق به جاه و مقام، كنار می رود. نمازگزار با توجه به معانی آیاتی كه در نماز می خواند، قهراً از مواعظش پند گرفته، به امر و فرمانش تن داده و خود را از گناهان باز می دارد. مسلماً ذكری كه متضمن یاد خدا و خشوع در برابر او و تلاوت قرآن (كه بر وعده ثواب، عذاب و هدایت مشتمل است) می باشد با گناهان سازش ندارد.البته میزان اثر نماز به درجه خلوص نمازگزار بستگی دارد و این كه چه مقدار موانع را از بین برده باشد. بدیهی است هر چه موانع بر سر راه ارتباط انسان با خدا كمتر باشد، اثر آن بیشتر و بر عكس هر چه موانع بیشتر باشد، اثر نماز كمتر است. چرا كه بازدارندگی از گناه، اثر طبیعی نماز است.

اِنَّ الاِنسانَ خلِقَ هَلوعاً. اِذا مَسَّهُ الشرُّ جَزُوعاً. وَ اِذا مَسهُ الخَیْرٌ مَنوعاً. اِلاّ المُصَلینَ. الَّذینَ هُمْ عَلی صَلاتِهِمْ دائِمُون.(معارج/ 19 تا 23) "انسان، حریص و كم طاقت آفریده شده – هنگامی كه بدی به او رسد بی تابی می كند. و هنگامی كه خوبی به او رسد مانع دیگران می شود. مگر نماز گزاران. آنها كه نماز را مرتباً به جا می آورند."

انسان، حریص و كم طاقت و خودخواه است. در بدیها بی تابی می كند و خوبیها را منحصراً برای خود می خواهد؛ مگر نمازگزاران كه نمازشان و ارتباطشان با خالق یكتا، آنها را از هر فحشاء و منكری باز می دارد:وَالَّذینَ هُمْ عَلی صَلاتِهِمْ یُحافِظونَ. (معارج / 34) " و آنها كه بر نماز مواظبت دارند."

نمازگزارانی كه نماز را با حفظ ظاهر آن (آداب، شرایط، اركان و خصوصیات آن) و حفظ روح آن (حضور قلب) به طور دائم می خوانند.

همراهی خدا با نمازگزاران، "وَ لقَدَ اَخذاللهُ میثاقَ بَنی اِسْرائیلَ وَ بَعَثنا مِنهُمْ اثنیْ عَشَرَ نقیباً وَ قالَ اللهُ اِنّی مَعَكُمْ لَئِنْ اَقَمتمُ الصَّلاةَ. (مائده / 12) " و خدا از بنی اسرائیل پیمان گرفت و از آنها دوازده رهبر و سرپرست برانگیختیم و خداوند گفت من با شما هستم اگر نماز را بر پا دارید… ."

در این آیه حمایت و همراهی خدا از بنی اسرائیل را مشروط به شروطی می كند كه اولین آنها بر پاداشتن نماز است. یعنی تا وقتی كه نماز را برپا دارند مشمول حمایت خداوند می شوند و ترك نماز، ترك هدایت خداوند را در پی دارد. این معنا می تواند شامل تمام نمازگزاران و تاركان نماز نیز باشد.

ولایت نمازگزاران، " اِنَّما وَلیُّكمُ اللهُ و رسولهُ والَذینَ یُقیمونَ الصَّلاةَ و یُوتونَ الزَّكاةَ و هُمْ راكِعونَ." (مائده/ 55) "سرپرست و رهبر شما تنها خداست و پیامبر او و آنها كه ایمان آورده اند و نماز را برپا می دارند و در حال ركوع، زكات می پردازند."

سرپرستی و رهبری جامعه ی اسلام از آن خدا و پیامبر اوست و نیز از آنِ مؤمنینی كه برای خدا و اتصال به سرچشمه ی فیوضات الهی، نماز را بر پا می دارند و هنگام ركوع زكات می دهند.

هدایت برای نمازگزاران، "اِنَّما یَعْمُرُ مَسجدَاللهِ مَنْ امَنَ بِاللهِ الیوم الاخِرِ و اَقامَ الصَّلاةَ و اتی الزَّكاةَ و لم یَخْشَ اِلاّ اللهَ فَعَسی اُولئكَ اَنْ یِكونُوا مِنَ الْمُهتدینَ." (توبه / 18) "مساجد الهی را تنها كسی آباد می كند كه ایمان به خدا و روز قیامت آورده و نماز را برپا دارد و زكات را بپردازد و از چیزی جز خدا نترسد، ممكن است چنین گروهی هدایت یابند."

هدایت ممكن است برای گروهی باشد كه علاوه بر ایمان به خدا و روز قیامت، اهل اقامه نماز و پرداخت زكات و خشیت از خدا باشند. ایمانی كه فقط ادعا نباشد بلكه در عمل ثابت شود و فقط چنین كسانی برای عمران مساجد محق هستند.

انذار برای نمازگزاران، "… اِنَّما تنذِرالَذینَ یَخشونَ رَبَّهمْ بالغیبِ و اَقامواالصَّلاةَ و منْ تزكی فَانّما یَتزكی لِنفسه و الی الله المصیرُ." (فاطر / 18) " … تو فقط كسانی را انذار می كنی كه از پروردگار خود در پنهانی می ترسند و نماز را برپا می دارند و هر كس پاكی پیشه كند نتیجه ی آن به خودش باز می گردد و بازگشت به سوی خداست."

ای پیامبر انذارهای تو نسبت به مكذّبان تو محقق نمی شود. زیرا كه دلهایشان مُهر شده است و سخن الهی تنها در دلهای آماده اثر می گذارد و تا در دلی خوف خدا نباشد و در نهان و آشكار، مراقبت یك نیروی معنوی را بر خود احساس نكند و با انجام نماز كه قلب را زنده می كند و به یاد خدا می دارد، به آن كمك نرساند؛ این آمادگی حاصل نخواهد شد. آنها كه روح و قلبشان مملو از خشیت و ترس آمیخته با عظمت خداست و با برپایی نماز، عملاً او را عبادت و پرستش می كنند.

رستگاری برای نمازگزاران، " قَدْ اَفلحَ منْ تزكی. وَ ذَكرَ اسْمَ رَبِّه فَصَّلی. (اعلی/ 14 و 15) " مسلماً رستگار می شود كسی كه خود را تزكیه كند – و نام پروردگارش را به یاد آورد و نماز بخواند."

در این آیات سه چیز را عامل رستگاری می داند، تزكیه، ذكر نام خداوند و سپس به جا آوردن نماز. در اینجا پس از ذكر نام خداوند، بجا آوردن نماز را ذكر می كند. زیرا نمازگزار تا به یاد خدا نباشد و نور ایمان در دلش پرتوافكن نشود به نماز نمی ایستد. به علاوه، نمازی ارزشمند است كه توأم با ذكر و یاد او باشد.

پاداش، "رِجالٌ لا تلهیهم تِجارةٌ ولابَیعٌ عن ذِكراللهِ و اَقامِ الصَّلاةِ و ایتاءِ الزَّكاةِ یخافونَ یَوماً تتقلبُ فیه القلوبُ والابْصارُ.  لِیجزیهمُ اللهُ اَحسنَ ما عملوا و یزیدهُمْ مِنْ  فَضله …"(نور/ 37 و 38) " مردانی كه هیچ كسب و تجارتی آنان را از یاد خدا غافل نگرداند و نماز به پا دارند و زكات بدهند  و از روزی كه دلها و دیده ها در آن روز حیران و مضطرب است، ترسان و هراسانند – تا خدا در مقابل بهترین اعمال ایشان جزاء و ثواب عطاء فرماید و از فضل و احسان خویش بر آنها بیفزاید…"

 و نیز می فرماید: " لكنِ الراسخُونَ فِی العلمِ منهمْ والْمؤمنونَ یُؤمنونَ بما اُنزلَ اِلیكَ و ما اُنزلَ من قبلكَ والْمقیمینَ الصَّلاةَ والْمؤتونَ الزَّكاةَ والمؤمنونَ باللهِ والیومِ الاخرِ اُولئكَ سَنؤتیهم اجراً عظیماً." (نساء / 162) "اما آنهایی كه علم در دلهایشان رسوخ یافته و ایمان دارند به آنچه بر تو نازل شده و به آنچه پیش از تو نازل گردیده ایمان می آورند و نماز را برپا می دارند و زكات می دهند و به خدا و روز قیامت ایمان آورده اند به زودی به آنان پاداش عظیمی خواهیم داد". پاداش عظیم و افزون كه از فضل خدا بر آن افزوده می شود؛ برای مؤمنان به خدا و رسولش و آنچه بر او نازل شده و ترسان از روز قیامت است كه علاوه بر آن، نماز را نیز اقامه كرده و زكات می پردازند.

امان در سایه ی نماز، " فَاذا نسلخَ الأشهُرُ الحُرُمُ فَاقتلواالْمُشركینَ حیثٌ و جَدْتُّموهمْ و خُذوهمْ واحصُروهمْ وَاقعُدوا لهم كلَّ مَرْصدِ فَانْ تابُوا و اَقامُواالصَّلاةَ و اتواالزَّكاةَ فَخَلوا سبیلهمْ اِنَّ الله غفورٌ رحیمٌ." (توبه/ 5) " هنگامی كه ماههای حرام پایان گرفت مشركان را هر كجا بیابید به قتل برسانید و آنها را اسیر سازید و محاصره كنید و در هر كمین گاه بر سر راه آنها بنشینید، هر گاه توبه كنند و نماز را بر پا دارند و زكات را بپردازند آنها را رها سازید بدرستی كه خداوند آمرزنده و مهربان است.

نماز، علاوه بر این كه برای مؤمنان نمازگزار آثار فراوانی دارد، برای مشركان نیز مأمن امنی به شمار می رود؛ اگر توبه كنند و نماز را به پا دارند. زیرا نماز از روشنترین مظاهر عبادت خدا و نشانی از توبه حقیقی است. هر گاه چنین كنند، نه تنها از قتل و اسارت در امانند، بلكه برادر دینی مسلمانان نیز به شمار می آیند. " فانْ تابوا و اَقامواالصَّلاة واتواالزَّكاةَ فَاِخوانكمْ فِی الدّینِ و نفصلُ الایاتِ لِقومِ یعلمونَ." (توبه/ 11) " پس هر گاه توبه كنند و نماز را بر پا دارند و زكات را بپردازند برادر دینی شما هستند و ما آیات خود را برای جمعیتی كه می دانند شرح می دهیم."

هر گاه چنین كنند نه تنها از نظر احترام و محبت هیچ تفاوتی با سایر مسلمانان ندارند، بلكه با آنان در حقوقی كه اسلام آن را معتبر دانسته مساوی خواهند بود.

این بود بیان اجمالی از آثار و نتایج اقامه نماز برای نمازگزاران. بدیهی است كه اثرات نماز به میزان اخلاص، معرفت و توجه به آن بستگی دارد و هر كس به هر درجه ای از آن معرفت نائل شود، حقیقت نماز را به همان میزان درك می كند.

بارالها!

به حق محمد و آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین توفیق درك حقیقت نماز را به ما عطا بفرما.

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 16:4  توسط م. یزدی  | 

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

امت من چهار گروه هستند:

1 ـ گروهی نماز می‏خوانند، ولی در نمازشان سهل انگارند «ویل» برای آنهاست، و «ویل» نام یکی از طبقات زیرین جهنم است، خداوند فرمود: (فویل للمصلین الذینهم عن صلاتهم ساهون) ماعون 4 و 5

پس «ویل» برای نمازگزاران است، آنهایی که در نمازشان سهل انگارند.

2 ـ گروهی گاهی نماز می‏خوانند و گاهی نمی‏خوانند، پس «غی» مال آنهاست، و «غی» نام یکی از طبقات پایین جهنم است. خداوند متعال فرمود: (فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصلوة و اتبعوا الشهوات فسوف یلقون غیا) .

سپس جانشین آن مردم خداپرست قومی شدند که نماز را ضایع کرده و از شهوات پیروی کردند، و اینها به زودی در «غی» افکنده خواهند شد.

3 ـ گروهی هیچ وقت نماز نمی‏خوانند، «سقر» برای آنهاست، «سقر» هم نام یکی از طبقات زیرین جهنم است که خداوند متعال فرمود: (ما سلککم فی سقر قالوا لم نک من المصلین) مدثر .42

(اهل بهشت از اهل جهنم سئوال می‏کنند) چه چیزی شما را به «سقر» کشاند؟ در جواب می‏گویند : ما از نمازگزاران نبودیم.

4 ـ گروهی همیشه نماز می‏خوانند، و در نمازشان خشوع دارند. خداوند متعال فرمود: (قد افلح المؤمنون الذین هم فی صلاتهم خاشعون)

مؤمنون.1 و .2

مؤمنان رستگار شدند، آنهایی که در نمازشان با خشوع هستند.

امیدواریم خداوند متعال همه ما را از گروه چهارم قرار دهد.

و اقم الصلاة ان الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنکر و لذکر الله اکبر.

(عنکبوت، 45)

نماز را بپادار، که نماز انسان را از هر کار زشت و منکر باز می‏دارد و یاد خدا بزرگتر است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 13:20  توسط م. یزدی  | 

 

هوالرزاق

خداوند بلندترین آیه ی قرآن (آیه 282 سوره بقره) را اختصاص به بیان احکام تجارت داده. و این نشان از اهمیت تجارت در اسلام دارد.

تجارت یکی از راههای کسب درآمد است که در آیات و روایات ‏زیادی به آن سفارش شده است.

(فاذا قضیت الصلوه فانتشروا فی‏الارض وابتغوا من فضل‏الله‏واذکرواالله کثیرا لعلکم تفلحون

وقتی نماز جمعه برگزار شد، در زمین منتشر شوید و در طلب روزی‏به داد و ستد بپردازید و خدا را بسیار یادکنید. امید است‏رستگار شوید. )

(... واخرون یضربون فی‏الارض یبتغون من فضل الله

... و برخی برای تجارت سفر می‏کنند(و)از کرم خدا روزی ‏می‏طلبند. )

عبدالله بن مسعود می‏گوید: پیامبرگرامی اسلام(ص)فرمود: «هیچ‏کس نیست که برای تجارت طعامی را از شهری به شهر دیگر از شهرهای ‏مسلمین ببرد و آن را به قیمت‏خودش بفروشد، مگر این که جایگاهش ‏نزد خداوند چون مقام شهید خواهد بود.» سپس این آیه را تلاوت‏کرد: (و اخرون یضربون فی‏الارض یبتغون من فضل الله... )

امام صادق(ع)می‏فرماید: نه دهم درآمد، در تجارت است.

امیرالمومنین(ع)می‏فرماید: تجارت کنید، چون تجارت باعث می‏شود از آنچه در دست مردم است، بی‏نیاز گردید.

ابی‏عماره‏بن طیار می‏گوید: به امام صادق(ع)عرض کردم: ورشکست‏شدم; تمام سرمایه‏ام را از کف داده‏ام و اهل و عیال بسیار دارم. امام صادق(ع)فرمود: برو مغازه‏ات را باز کن، بساط بگستر، ترازو بگذار و در انتظار روزی پروردگارت باش. رفتم، مغازه را بازکردم، بساط گسترانیدم و ترازو گذاشتم. مغازه‏داران همسایه‏ام از این که هیچ کالایی درمغازه ندارم، متعجب‏شدند. در این هنگام، مردی آمد و گفت: پیراهنی برایم خریداری‏کن. پیراهنی برایش خریدم و پول آن را گرفتم. سپس مرد دیگری‏مراجعه کرد و... آنگاه شخص دیگری آمد و گفت: اباعماره! دو عدل کتان دارم. آیاآن را از من می‏خری تا یکسال دیگر پول آن را بپردازی؟ گفتم: آری، بیاور. کتانها را آورد و نسیه از او خریدم. پس از آنکه او رفت، یکی از بازاریان آمد و گفت: اباعماره! اینها چیست؟ گفتم: کتان است. گفت: نصف آن را نقد می‏خرم. پذیرفتم و پول آن را دریافت کردم. آن پول و بقیه کتانها تایکسال نزد من بود. از آن پول لباسهایی خریدم و فروختم تا این‏که دوباره یکی از تجار معروف شدم.

در اهمیت تجارت همین بس که امام صادق(ع)نیز برای تجارت‏سرمایه‏گذاری می‏کرد. محمد فرزند غدافر از پدرش این گونه نقل‏می‏کند: امام صادق(ع) 1700 دینار به من داد و فرمود: با این پول برای ‏من تجارت کن; من رغبتی به سود آن ندارم. هرچند سود معاملات دوست‏داشتنی است، ولی می‏خواهم خداوند متعال مرا در حال کسب ببیند. پس ازمدتی، به حضرت عرض کردم: برای شما تجارت کردم و صددینارسود به دست آوردم. حضرت بسیار خوشحال شد و فرمود: برسرمایه‏ام بیفزای. این مال نزد پدرم بود تا از دنیا رفت. امام صادق(ع)برایم‏نوشت: خداوند از ما و شما بگذرد. 1800 دینار از مال من نزد پدرت بود، اکنون آن را به عمربن یزید بده. دفتر حساب پدرم را نگاه کردم، در آنجا نوشته بود: از مال‏ابوموسی(امام صادق(ع)) 1700 دینار نزد من است تا با آن تجارت‏کنم. با تجارتی که انجام دادم صد دینار سود به دست آمد. عبدالله بن سنان و عمربن یزید از این امر آگاهند.

نوشتن قرار ها و مسائل رخ داده در معاملات بین دو نفر یا بیشتر ، هم در قرآن ذکر شده که حتی اگه اون معامله ساده و کوچیک بود هم بهتره که هم شاهدی بر معامله داشته باشیم و هم اینکه مسائل قرار معامله رو بعنوان قرار داد بنویسیم. ( اشاره به آیه 282 سوره بقره)

تجارت و رشد عقل اجتماعی

امام صادق(ع)چنان به تجارت اهمیت می‏داد که ترک آن را موجب‏نقصان عقل می‏دانست و می‏فرمود: خرید و فروش را ترک نگویید; زیراترک آن از بین برنده عقل است.

آن حضرت همچنین فرمود: تجارت موجب رشد و شکوفایی عقل می‏گردد.

امام صادق(ع)ثروتمندان بی‏نیاز از تجارت را نیز بدین امر سفارش می‏کرد. معاذ عبا فروش می‏گوید: امام صادق(ع)به من فرمود: معاذ! چرا تجارت را ترک کرده‏ای؟ آیا ناتوان شده‏ای یا بدان بی‏رغبتی؟ گفتم: نه ناتوانم و نه بی‏رغبت. امام فرمود: پس چرا تجارت را رها کرده‏ای؟! گفتم: در این زمان که قتل ولید اتفاق افتاده، منتظر دستور شمایم. من ثروت بسیار دارم. به اندازه‏ای که فکر نمی‏کنم تا زنده‏ام بتوانم همه آنها را مصرف کنم. امام فرمود: تجارت رارهانکن; زیرا عقل را ازبین می‏برد. برای‏اهل و عیالت تلاش کن و از این که آنها برایت‏ بکوشند، برحذر باش.

از این احادیث در می‏یابیم، تجارت فقط برای افزایش ثروت نیست بلکه وسیله‏ای برای رسیدن مردم وجامعه به نیازهایشان است; در سایه این کار عقل اجتماعی مردم شکوفا می‏شود و افکار واهی و آسایش طلبی از آنها دور می‏شود.

بخور تاتوانی به بازوی خویش

که سعیت‏بود در ترازوی خویش

چومردان، ببر رنج و راحت رسان

مخنث‏خورد دسترنج کسان

خدا را برآن بنده بخشایش است

که خلق ازوجودش در آسایش است.

دادوستد در سیره ی پیامبر اکرم(ص)

اسباط بن سالم می‏گوید: امام صادق(ع)از احوال معاذ کرباس فروش ‏پرسید. گفته شد: او تجارت را رها کرده است. حضرت دو بار فرمود: «رفتاری شیطانی انجام داده است; زیرا هر که دادو ستد راترک‏گوید، دوسوم بینش اجتماعی‏اش را از دست داده است. آیا نمی‏داندرسول خدا(ص)هنگامی که کاروانی از شتران شام رسید، از آنان جنس‏خرید، با آن دادوستد کرد، سود برد و قرض خود را پرداخت؟»

سفارش امیرمومنان(ع)به حمایت‏بازرگانان

امیرمومنان علی‏ابن ابی‏طالب(ع)در فرمان خود به مالک اشترمی‏فرماید: درباره بازرگانان و صاحبان صنایع توصیه می‏کنم که ‏با آنان به خوبی رفتار کنی، چه گروهی که سرمایه‏شان را در شهر و دیار خود و چه آنها که در خارج از محل زندگیشان به تجارت و رفت ‏و آمد می‏پردازند; زیرا آنها آنچه مردم نیازمندند، از نقاط دوردست فراهم می‏آورند.

بازرگانان از این جهت که خدمات مفیدی انجام می‏دهند ونیازمندیهای مردم را از نقاط دور دست فراهم می‏آورند، در اسلام ‏محترم و مورد حمایتند.

"البته برخی از مبادلات، هدفی سود جویانه دارد; برای مثال درتجارت سرمایه‏داری گاه انتقال مالکیت ‏به دفعات در خصوص یک کالا انجام می‏شود، بدون این که واسطه‏ها کار تولیدی و یاخدماتی‏درباره کالا انجام دهند. اسلام این نوع سودجویی‏ها را محکوم‏می‏کند; زیرا با شرایط تجارت در اسلام منافات دارد." ابوحمزه‏می‏گوید:

«سالته عن الرجل یتقبل العمل فلا یعمل فیه و یدفعه الی اخریربح فیه قال: لا»

از امام محمدباقر(ع)پرسیدم: مردی کاری را می‏پذیرد و بدون‏آنکه روی آن کاری انجام دهد باسود به دیگری می‏فروشد; چه حکمی‏دارد؟

حضرت فرمودند: چنین نشود. ( یعنی سود نمیکند... گرچه ظاهرا سود میکند و پولی به دست می آورد. اما در حقیقت سود نمیکند)

سفارشهای اسلام درباره تجارت

برای اینکه دادوستد روندی اسلامی و شایسته داشته باشد، باید به دستورها و احکام دین به خوبی عمل شود و از سیره و روش‏ پیامبرگرامی اسلام(ص) و ائمه‏معصومین(ع) ، پیروی گردد.

سفارشهای اسلام درباره تجارت چنین است:

اول آگاهی، سپس عمل

در اسلام تجارت نیز مثل اعمال دیگر به پنج نوع تقسیم می‏شود:

1- واجب; مانند تجارتی که شخص برای تامین مخارج خود و خانواده‏اش انجام می‏دهد. یا داد و ستدی که ترک آن، خطر اقتصادی ‏برای مسلمانان پدید می‏آورد.

2- مستحب; مانند تجارتی که برای جامعه مفید است.

3- مکروه; مانند صرافی، کفن فروشی و ذبح حیوانات در صورتی‏که شغل دائم باشد.

4- مباح; مانند معاملاتی که نه موجب زیان فرد یا جامعه‏است، نه مورد احتیاج آنها.

5- حرام; مانند خرید و فروش مواد مخدر، مشروبات الکلی، وارد شدن ربا در تجارت، نوارهای موسیقی مستهجن و آنچه موجب ضعف یا سقوط اسلام و مسلمانان شود.

انسان برای این که در بخش ممنوع تجارت قدم نگذارد و از بخش ‏واجب و مستحب غافل نگردد، باید دستورهای اسلام دراین باره را به‏خوبی بداند.

اصبغ بن نباته می‏گوید: بارها از امیرمومنان علی(ع)شنیدم که‏می‏فرمود: «اول آگاهی، سپس تجارت.»

حضرت این جمله را سه مرتبه تکرار می‏کرد: «یامعشرالتجار،الفقه ثم المتجر» ; به خداسوگند، رسوخ ربا در این امت از حرکت‏ مورچه‏ای برسنگ صاف بی‏صداتر است. تاجر فاجر است و فاجر درآتش‏است، مگر تاجری که حق بگیرد و حق بپردازد.

خداوند در آیات 275 الی 281 سوره ی بقره آیاتی رو اختصاص به تفاوت ربا و تجارت داده و آمده  که : خداوند تجارت را حلال و ربا را حرام کرده است ، هرکس پس از آنکه پند و اندرز کتاب خدا به او رسید از این عمل ( ربا خوردن) دست کشد ، خدا از گذشته ی او در گذرد و عاقبت کار او با خدا باشد و کسانیکه از اینکار دست نکشند اهل جهنمند و در آن جاوید معذب خواهند بود. همچنین آمده: خداوند سودی که از ربا بدست می آید را نابود میگرداند و صدقات را فزونی میبخشد...

و همچنین آمده که کسانی که اهل ایمانند و نیکارند و گرد ربا در تجارت نمیچرخند و نماز بپا  میدارند و زکات اموالشان را میدهند ، نه تنها نزد پروردگارشان پاداش نیکو دارند ، بلکه هرگز دچار ترس و بیم از حوادث آینده و اندوه و غمی از گذشته نمیشوند. در آیت بعدی هم آمده که ربا خوار به جنگ با خدا و رسول برخاسته و اگر از کارش پشیمان شود و توبه کند ، اصل مال او برای خود اوست... . و همچنین در مورد طلب داشتن از کسی هم خداوند در همین آیات مطلبی را میفرماید که: اگر از کسی که طلبکار هستید ، تنگدست شود ، به او مهلت دهید تا توانگر شود و اگر در هنگام تنگدستی به رسم صدقه طلب خود را ببخشید ، برای شما بهتر خواهد بود چراکه در آخرت عوض آن را دریافت خواهیدکرد، اگر به مصلحت خود آگاه باشید. و...

جواز کسب

در زمان پیامبراکرم(ص)، حضرت به کسی که می‏خواست داد و ستد شروع کند، سفارشهایی می‏کرد و درباره آن از وی تعهد می‏گرفت.

عبدالله بن قاسم جعفری چنین نقل کرده است:

پیامبرخدا(ص)به حکیم بن حزام اجازه تجارت نداد تا این که از او چنین تعهد گرفت:

1- معامله کسی که از خرید جنس منصرف شود را فسخ کند.

2- کسی را که نتواند بدهی‏اش را بپردازد، مهلت دهد.

3- حق خود را کامل یا کمتر از آن بگیرد. (بیش از حقش دریافت‏نکند.)

امام صادق(ع)می‏فرماید: پیامبراکرم(ص)فرمود: کسی که خرید و فروش می‏کند، باید از پنج‏ خصلت دوری کند و گرنه، خرید و فروش ‏نکند: ربا، قسم، مخفی نگهداشتن عیب کالا، عیب گرفتن از کالا هنگام ‏خرید و تعریف کردن هنگام فروش.

امام صادق(ع)همچنین می‏فرماید: امیرمومنان(ع)فرمود: کسی که‏دستورهای اسلام درباره تجارت را نمی‏داند، اگر به کسب و تجارت‏بپردازد، به گونه‏ای در ربا غوطه‏ور می‏شود که خروج از آن بسیار مشکل است. چراکه هرگز کسی برای کسب در بازار ننشیند مگر اینکه عقل‏خرید و فروش داشته باشد.

 

فرد مسلمان در جامعه اسلامی باید با نشاط و فعال باشد. اسلام با هر عاملی که مایه کسالت و بی‌نشاطی و خمودی شود به شدت مخالف است. هیچ بهانه و عذری برای رکود و خالی کردن میدان تلاش و فعالیت در فرهنگ دین اسلام پذیرفته نیست. تجارت و کسب درآمد حلال نیز از جمله موضوعاتی است که به همین دلیل در اسلام سفارش و تأکید شده است.

با بررسی مجموع روایات موجود در روایات، چنین نتیجه می‌گیریم که اسلام می‌خواهد انسان از تلاش و فعالیت در زمینه مسائل تجاری و معاملات اقتصادی هرگز از پا ننشیند. همچنین نظر اسلام این است که سرمایه‌ها، به صورت متراکم و بی‌استفاده، در یک جا متمرکز نشود و با جریان پیدا کردن سرمایه، رونق و رشد اقتصادی در جامعه اسلامی افزایش یابد.

از دیدگاه اسلام، تجارت و معاملات مالی و اقتصادی، مایه شکوفایی اندیشه و عقل نظری و کاربردی فرد و جامعه نیز خواهد شد، و بر همین اساس است که رها ساختن تجارت، رکود و خمودی عقل را به دنبال دارد.

و در آخر مهم ترین چیزی که میتونم با گفتنش همه ی مطلب رو یه جوری خلاصه کنم  اینه که در تجارت که از نظر اسلام جایگاه مهمی داره ، هم از جهت فردی و هم اجتماعی ، لازمه مثله تمامی امور دیگه ، برای موفقیت و سالم موندن کار و کسب توشه برای زندگی حقیقی در آخرت ، تقوا داشت و در هر مرحله از تجارت خدارو نظر گرفت. چراکه خداوند به احوال تمام بندگانش بینا شنوا و داناست.  

«ان الله بصیر بالعباد ... و علیم بذات الصدور.»

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 18:37  توسط م. یزدی  |