تبليغاتX
حظ رب: فاطمه سلام الله علیها
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

بنام خدا

یه سوال میخوام بپرسم....

قبلش عذر میخوام که برای عید مبعث که گذشت نبودم که بهتون تبریک بگم.

و حرفم! اینه که اگه شما عمری از یه آدم که براتون حکم راهنما رو داشته ، حرفای قشنگی مثله تشویق به این آیه که : فبشر عباد الذین... کسانی که همه ی حرفارو میشنون و بهترین اونا رو انتخاب میکنن... که عاقل این رویه رو پیش میگیره .(قران!) و اون روایت از امام معصوم که به صحابه ی خود هشام فرمودند که : ای هشام اگر در دست تو دُری (جواهر) بود و همه ی عالم گفتند که اون جُوزه (گردو) تو حرفت رو عوض نکن و بگو که اون دُره! و برعکس اگه جُوزی توی دستت بود و عالم گفتند که اون دُره ، برای حرف مردم حرفتو تغییر نده و بگو که اون فقط یه جُوزه.( اهل بیت!) ( برای مثال این دو تا حرفو عرض کردم ! )

اما در واقع توی رابطه ات با همین آدم که برات حکم حتی امام و راهنما رو داشته ، وقتی فرارسیده که از بین حرفای شنیده ، تو حرفی رو انتخاب کردی و اون شد دُر تو... ، اما دیگه نه انتخابت ارزشی داره و نه دُر بودن انتخابت.

و نه حتی خود تو . و همه چیز متعلق به اونه. هم انتخاب بهترین ها از بین شنیده ها ، هم تشخیص دُر یا جُوز بودن حرفها... بنظر شما این زندگی چه مفهومی داره ؟ که آدم نتونه خودش باشه ، نتونه اگه یه جایی بر حسب نمیدونم چی! خدا بهش یه لطفی کرده باشه ، از این لطف بهره ببره. و تنها دلیلشم اینه که این موضوع فقط از نظر خود آدم لطفه و از نظر دیگری نه تنها لطف نیست ، بلکه...

واقعا این زندگی چه مفهومی داره؟

من این زندگی رو دوست ندارم. خود این آدم بود که به من این طور بودنو یاد داد... اما یه جاهایی رهام کرد ، و حالا به کل منو رها کرده... به کل از هم جدا شدیم... چون دیگه حرفاشو نمیفهمم ، نمی فهمم وقتی نقل قول میکنه : فبشر عباد... آیا " من " هم حق دارم بشنوم و انتخاب کنم؟ یا این آیه در مورد منه " بنده " صدق نمیکنه...!؟ نمیکنه؟

اما من میگم صدق میکنه. چون من بنده ام. و افتخارم بندگی!

اما نه بنده ی خداهای دروغین. بنده ی خدایی که به من حق زندگی داده. حق شنیدن همه ی حرفاها .... و حق انتخاب کردن بهترین ها.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 20:32  توسط م. یزدی  | 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

امشب شب میلاد مولود کعبه ، اسوه ی تقوا و مردانگیست. قبل از هر چیزی این روز رو به همه ی مسلمانان و شیعیان جهان تبریک میگم ، همینطور خدمت تمام پدرا.

ترجیح دادم شب میلاد امام علی علیه السلام ، با توجه به اهمیت حقیقت عدالت ، مطلبی رو در مورد همین موضوع از فرمایشات حضرت علی علیه السلام اینجا بنویسم .

 

             

 

عدالت از دیدگاه مولای متقیان

 

پايه ي سوم ايمان عدالت است که خود نيز برچهار پايه استوار است. امام علی عليه السلام در مورد پايه هاي عدل اينگونه مي فرمايند :

«والعدل منها علي اربع شعب : علي خائص الفهم وغور العلم و زهرة الحکم ورساخة الحلم فمن فهم علم غور العلم ومن علم غور العلم صدر عن شرائح الحکم ومن حلم لم يفرط في امره وعاش في الناس حميدا »

  

(در ترجمه ي اين قسمت بايد توجه داشت که عباراتي مثل «غائص الفهم » و «غورالعلم » از باب اضافه شدن صفت به موصوف است.)

ترجمه :

و عدل نيز برچهار پايه برقرار است : فکري ژرف انديش ، دانشي عميق وبه حقيقت رسيده ، نيکوداوري کردن و استوار بودن درشکيبائي . پس کسي که درست انديشيد ، به ژرفاي دانش رسيد وآن کس که به حقيقت دانش رسيد ، از چشمه زلال شريعت نوشيد و کسي که شکيبا شد ، درکارش زياده روي نکرده ، با نيکنامي درميان مردم ، زندگي خواهد کرد .

 

با توجه به اين قسمت ، خواهيم فهميد که جهت پايه هاي يقين ، در اينجا هم نوعي سلسله بندي را پيش رو داريم . به اين ترتيب که فکر ژرف انديش و درک عميق ، انسان را به درياي علم و عمق آن مي رساند و رسيدن به عمق اين دريا ، باعث دستيابي به احکام شريعت مي گردد ولي درظاهر ، قسمت چهارم يعني استواري حلم ، ربطي به سه قسمت قبلي ندارد. 

رابطه ي علم وفهم :

در ابتدا بايد رابطه ي علم با فهم را دريافت . اينکه " چرا فهم عميق باعث علم ژرف مي شود ؟ "

همانطور که درکتب لغت نوشته شده است ، فهم امر يعني دانستن ، شناختن و ادراک آن ، فهم يک امر دريچه اي است به سوي عالم شدن به آن . يعني فهم رابطه اي ناگسستني و لازم با علم دارد «العلم بالفهم» اگر فهم نباشد کسي عالم نخواهد شد .

 

ما افاد العلم من لم يفهم

فايده ندهد علم ، به کسي که فهم آن نکرده باشد .

 

اگر بخواهيم بنا بر فرمايش امير المؤمنين عليه السلام ، به دانش عميق برسيم ، بايد فهمي ژرف انديش و عميق داشته باشيم . هرچه درک ما از مسئله اي بيشتر باشد ثمرات آن علم برايمان بيشتر خواهد گشت .

«لقاح العلم ، التصور والفهم »

باروري علم ، تصور (صورت آنرا در ذهن آوردن )وفهميدن آن است .

 

هر ضربه اي که به علم وارد مي گردد ، نتيجه ي کج فهمي آن است :

«لا يؤتي العلم الا من سوءالسامع »

 

فهم عميق، قضاوت صحيح :

فهم ژرف وعلم عميق از پايه هاي قضاوت صحيح برشمرده شده اند زيرا براي دادن يک حکم درست ، ابتدا بايد مسئله ي مورد قضاوت به خوبي فهميده شود . اگر براي حل يک مسئله خوب آنرا بفهميم ،نيمي از کار حل آن را انجام داده ايم ، همانطور که دراينجا هم دو پايه از چهار پايه ي قضاوت به درک عميق ونتيجه ي آن اختصاص داده شده است .

 

درقران هم فقط دريک مورد از ماده« فهم » استفاده شده است وآن هم درمورد قضاوت وداوري است .

 

در آيه ي 79 سوره ي انبياء مي خوانيم :

ففهمناها سليمان وکلا آتينا حکما وعلما

و آن را به سليمان فهمانديم و هردو را حکمت وعلم بخشيديم .

 

اين آيه بخشي از ماجراي قضاوت داوود وسليمان است :

و داوود وسليمان اذ يحکمان في الحرث اذ نفشت فيه غنم القوم وکنا بحکمهم شاهدين

داوود وسليمان را ياد کن که درباره کشتزاري که گوسفند کساني ، شبانه درآن چريده بود ، داوري کردند و ما شاهد داوريشان بوديم .

 

درشرح آيه ي 79 سوره انبياء نوشته اند : « ففهمناها » از ماده فهم و به معني دانستن و پي بردن به حقيقت مطلبي است وتفهيم يعني فهماندن وحالي کردن .

 

سليمان که درآن زمان کودک بود ، حکم صحيح را به پدر پيشنهاد کرد مفهوم اين سخن آن نيست که حکم داوري اشتباه ونادرست بود چرا که بلافاصله اضافه مي کند «ما به هريک از اين دو آگاهي و شايستگي داوري وعلم بخشيديم »

 

همانطور که دراين آيه شريفه ، خداوند متعال ريشه ي قضاوت صحيح حضرت سليمان عليه السلام را فهم مطلب مي داند ، امير المؤمنين عليه السلام هم دراين قسمت ازحکمت 31 ، پايه وريشه اصلي داوري درست ودريافت حکم الهي را ، فهم ژرف ودرک عميق نام مي برند .

 

مسلم است که هرکس براثر فهم عميق به کنه دانش دست يابد ، احکامي که صادر مي کند صددرصد درست خواهد بود واين همان معناي «من علم غور العلم ، صدر عن شرائع الحکم » است .درترجمه ي اين جمله تفاوتهاي جزئي درميان ترجمه ي مترجمين ديده مي شود ، به بعضي از اين ترجمه ها نگاهي مي اندازيم :

سپهر : آنکه به عمق دانش رسيد ، از شريعت واحکام آن پيروي کرد .

آيت الله مکارم : آنکه به عمق علم برسد ، سيراب از سرچشمه ي احکام باز مي گردد .

بهشتي : هرکه حقيقت دانايي را دريافت  از روي قواعد دين ،احکام درست صادر مي کند .

كسي كه حقيقت دانش را درك كرد، از راههاي بردباري وارد مي شود.

تحمل شرط لازم عدالت :

در توضيح و شرح پايه ي چهارم عدالت ، به ترجمه ي شرح نهج البلاغه ابن ميثم مراجعه مي کنيم . ايشان مي نويسد : << پايه ي چهارم عدالت ملکه ي شکيبايي است و امام عليه السلام از آن تعبير به « رسوخ و نفوذ » کرده است .>>

 

زيرا از ويژگي هاي ملکه بودن ، نفوذ و رسوخ است .شکيبايي عبارت است از اقدام نکردن به داوري ، مطابق خواست قوه ي خشم . بايد توجه داشت که دو فضيلت بينش دقيق ودانش عميق داخل در فضيلت حکمت اند .وهمينطور فضيلت حلم وبردباري وارد در ملکه ي شجاعت است .وچون عدالت در هر سه فضيلت مزبور ، وجود دارد درحقيقت تمام آن فضايل وفروعشان ، شاخه هايي از عدالتند . توضيح آنکه اين فضايل ، ملکاتي ميان دوطرف افراط وتفريطند وهمين درميان ووسط دو طرف بودن ، معناي عدل است بنابراين تمام اينها نشاخه هايي براي عدل و جزئياتي زير پوشش آن هستند .

تمامي پايه هاي عدل که بحث آنها گذشت در عدالت صحيح وداوري منصفانه نقش کليدي دارند به طوريکه اگر يکي از آنها درکار قضاوت دخالت نداشته باشد ، حکم صادره منصفانه نخواهد بود دراين ميان بعضي از پايه ها درحکم اصل وبرخي ديگر درحکم فرع هستند مثلا دراينجا فهم عميق پايه اي براي علم ژرف وحقيقي است وعلم عميق وموشکافانه پايه اي براي رسيدن به احکام واقعي است واز طرف ديگر حلم يک اصل مهم ديگر است که اگر نباشد سه پايه ي ديگر عدالت فرو خواهد ريخت .

حلم باعث مي گردد که در شدت و رخاء ، فشاري بر انسان وارد نگردد و صدورحکم درشرايطي کاملا عادلانه صورت گيرد .

 

احاديث متعددي که راجع به حلم ورابطه ي آن وارد گشته است .بيانگر اين است که اين دو اگر از هم جدا شوند ، هيچ فايده اي به دست نمي آيد .رواياتي مثل :

«الحلم ثمرةالعلم »

ويا

«حسن الحلم دليل وفور العلم »

 

يعني بردباري نيکو نشانه ي کثرت علم است ويا اين حديث از اميرالمؤمنين عليه السلام که مي فرمايند :

«لن يثمر العلم حتي يقارنه الحلم »

 

همه نشان دهنده رابطه ي جدائي ناپذير علم وبردباري است .پس نتيجه مي گيريم که آن علم عميق که نتيجه ي فهم نافذ است بدون شکيبايي و بردباري و تحمل سختي ها و حالات رواني و کنترل کردن آنها ، کاري از پيش نخواهد برد و عدالت که نتيجه ي تلفيق علم و بردباري است به ثمر نخواهد رسيد .

 

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

 

          

 

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 12:36  توسط م. یزدی  |