تبليغاتX
حظ رب: فاطمه سلام الله علیها
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

امشب که کند فخر به شبهاي ديگر       آورد فلک اختر زيباي دگر

اين زينب کبري است به دامان علي      يا ختم رسل گرفته زهراي دگر

 

سلام بر زينب پيام آور عاشورا

سلام بر زينب سبط گرامي محمد مصطفي صلوات الله عليه و علي اله .

سلام بر زينب ، دخت بزرگوار حضرت علي مرتضي سلام الله عليه .

سلام بر زينب ، يادگار حضرت زهرا سلام الله عليها.

سلام بر زينب ، خواهر حسنين سلام الله عليهم.

سلام بر زينب ، كه تربيت يافته مكت وحي بود .

سلام بر زينب ، كه علم لدني او را امام زمانش حضرت زين العابدين عليه السلام امضاء كرد.

سلام برزينب ، كه با سخنانش كاخ بيداديزذ و يزيديان را ويران كرد.

سلام بر زينب كه معلمه اولين دانشگاه معارف اسلامي بود و با تدريس خود بسياري از زنان و دختران را با دانستي هاي اسلام آشنا كرد. 

سلام بر زينب كه وارت صفات علي و زهرا سلام الله عليهم بود.

سلام بر زينب كه الگوي حجاب و عفاف بود. 

سلام بر زينب كه پرستار زخميان ديار عاشقي بود و پرستاران جهان به وجودش مفتخرند.

السلام عليك يا زينب كبري  ، السلام عليك يا بنت رسوال الله ،السلام عليك يا بنت اميرالمومنين و بعضه الفاطمه ،سيدة نساء العالمين ، سلام الله عليكِ و عليهم.

 

ميلاد  فرخنده طلايه دارمهرباني و ايمان و عشق و صبر و

مقاومت و نجابت وعفاف ، حضرت زينب سلام الله عليها

برتمام شيعيان جهان خصوصا دختران و زنان سر بلند ، و

پرستاران خدوم ، دلسوز وصبور ايران اسلامي  مبارك باد.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 22:34  توسط م. یزدی  | 

جمعه روز جهانی توست در تقویم


که ما برای تو تعطیل کرده ایم آقا


امام جمعه ی دنیا ،
تو را خدا دیگر


بیا تمام کن این انتظار را

 

***

من ذخیره خدا در روی زمين و انتقام گيرنده از دشمنان او هستم . (تفسير نور الثقلين ، جلد 2 ، صفحه 392 )

من آخرين جانشين پيامبر هستم ، و به وسيله من است که خداوند بال را از خاندان و شيعيانم دور می سازد. (بحار الأنوار ، جلد 52، صفحه 30 )

من و تمامی پدرانم ... بندگان خداوند عز و جل هستيم. (بحار الأنوار ، جلد 25، صفحه 267)

من باقيمانده از آدم و ذخيره نوح و برگزيده از ابراهيم و خلاصه محمد ( درود خد بر همگی آنان باد) هستم. (بحار الأنوار ، جلد 52، صصفحه 238 )

وجود من برای اهل زمين سبب امان و آسايش است ، همچنان که ستارگان سبب امان اهل آسمانند. (بحار الأنوار ، ج 78، ص 380 )

من صاحب حقم ... (بحار الأنوار ، ج 51، ص 320 )

من مهدی هستم ، منم قيام گر زمان ، منم آنکه زمين را آکنده از عدل می سازد ، آنچنان که از ستم پر شده بود. (بحار الأنوار ، ج 52، ص 2) 

نفع بردن از من در زمان غيبتم مانند نفع بردن از خورشيد هنگام پنهان شدنش درپشت ابرهاست و همانا من ايمنی بخش اهل زمين هستم، همچنانکه ستارگان ايمنی  بخش اهل آسمانند. (بحار الأنوار ، ج 53، ص 181)

اگر شيعيان ما - که خداوند آنها را به طاعت و بندگی خويش موفق بدارد - در وفاي به عهد و پيمان الهی اتحاد و اتفاق می داشتند و عهد و پيمان را محترم می شمردند ، سعادت ديدار ما به تأخير نمی افتاد و زودتر به سعادت ديدار ما نائل می شدند. (الإحتجاج للطبرسی، ج 2، ص 499)

ما در رعايت حال شما کوتاهی  نمی کنيم و ياد شما را از خطر نبرده ايم ، که اگر جز اين بود گرفتاريها به شما روی می آورد و دشمنان شما را ريشه کن می کردند . پس از خدا بترسيد و ما را پشتيبانی کنيد. (بحار الأنوار، ج 53، ص 175)

هر يک از شما بايد به آنچه که او را به محبت ما نزديک می سازد عمل کند ، و از آنچه که مورد پسند ما نيست و ما را خشمناک می سازد دوری جويد. (الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 324 )

برای زود فرارسيدن فرج ( و ظهور ما ) زياد دعا کنيد ، که آن همان فرج و گشايش شماست. (کمال الدين للصدوق ، ج 2 ، ص 485)

و اما در پيشامدها و مسايل جديد به راويان حديث ما مراجعه کنيد ، زيرا که آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنان هستم. (بحار الأنوار، ج 53، ص 181 )

خداوندا ! وعده ای را که به من داداه ای ، برآورده کن و امر قيام مرا تمام فرما . قدمهايم را ثابت بدار و در سايه قيام من ، جهان را پر از عدل و داد کن. (بحار الأنوار ، ج 51، ص 13 )

***

-    اللهم انی اسئلک بوجهک الکریم و بنور وجهک المنیر و ملکک القدیم یا حی یا قیوم ... ، اللهم بلغ مولاناالامام الهادی المهدی القائم بامرک صلوات الله علیه و علی آبائه الطاهرین عن جمیع المومنین و مومنات فی مشارق الارض و مغاربها ، سهلها و جبلها و برها و بحرها و عنی و عن والدی من الصلوات زنه عرش  الله و مداد کلماته و ما احصاه علمه و احاط به کتابه ، ... اللهم ان حال بینی و بینه الموت ، الذی جعلته علی عبادک حتما مقضیا ، فاخرجنی من قبری ، موءتزرا کفنی ، شاهرا سیفی ، مجرد قناتی ، ملبیا دعوه الداعی فی الحاضر و البادی... ، وارحم استکانتنا بعده ، اللهم اکشف هذه الغمه عن هذه الامه بحضوره و عجل لنا ظهوره...

آمین یا رب العالمین.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 12:3  توسط م. یزدی  | 

بنام خدا

برگرفته از:

منبع  !

در تاریک روشن غروب ، دو سیاهی نزدیک میشوند. هنوز فقط سیاهی میبینم و دیگر هیچ. کمی بعد از طرز حرکت آنها میتوان فهمید که آن دو انسانند. بنابراین اولین تصویری که از این دو سیاهی در ذهن مجسم میشود انسانیت انهاست. اکنون میدانم که با دو انسان برخورد خواهم داشت. سیاهی کم کم نزدیک میشود. حالا دیگر میشود فهمید که یکی از آنها مرد و دیگری زن است. این تصویری است که در مرحله ی بعد از این دو سیاهی در ذهن نقش می بندد. راستی ظاهر ما چقدر در شناخت دیگران از باورها و روحیاتمان تاثیر دارد؟

*******

من تصور میکنم اگر خانومی بخواد خودش رو به عنوان یک فرد دارای جایگاه مناسب اجتماعی مطرح کنه باید پوششی برای خودش فراهم کنه که حضورش در اجتماع نوعی حضور انسانی اعلام بشه .

یعنی من به عنوان یک " انسان " در اجتماع ظاهر شده ام و نه به عنوان یک " زن ".

برخلاف چیزی که در برخی کشورهای غربی مشاهده میشه که حضور زن در اجتماع یک حضور انسانی نیست ، حضور زنانه است . این زن چون زن است به کار گرفته شده نه چون انسان است.

ما در اسلام می گوییم زن به عنوان انسان باید در جامعه حضور پیدا کند و در این صورت باید شوونی را به عنوان انسان رعایت کند که دیگران حق تعرض به او را نداشته باشند ؛ اشاره میکنم به مثالی در مورد برترین زن ، حضرت زهرا(س) که در اجتماعی ، سیاسی و اعتقادی ترین حضورش در اجتماع چطور ظاهر شد؟ با چه پوششی؟ در جریان دفاع از حق غصب شده و بحقش ، سرزمین فدک ، و دفاع از امام زمانش ، با اقتدار از خانه اش خارج شد ، به محل اجتماع مهاجر و انصار و غصب کنندگان فدک و بالاتر از اون ، غصب کنندگان امامت ! رفت و آن سخنرانی تکان دهنده را انجام داد ، که بخش بخش اون جای تفسیر داره. در این حضوربزرگ و موثر اجتماعی ، حضرت زهرا(س) به عنوان یک انسان ، با حجاب کامل و پوشیده ظاهر شده است. پس حجاب منافاتی با حضور فعال اجتماعی که بعضی ها میگن : حجاب مانعشه ، نداره!

وقتی زن با پوشش مناسب در جامعه ظاهرشد به کسانی که به نوعی در قلبشان طمعی یا مرضی هست ، اعلام میکنه که من به عنوان یک زن مسلمان ، انسانی هستم که اجازه ی تعرض به دیگری را نمیدهم.

وگرنه حضور زن با پوشش و آرایش نامناسب در اجتماع پیامی واضح و آشکار و نوعی اعلام تمایل و آمادگیست ، ولو اینکه در دلش چنین چیزی هم نباشه.

وقتی کسی با این وضعیت در خیابان آشکار شد ، باید این توقع را داشته باشد که زمینه را مهیا کرده است برای این که تعرض نسبت به او صورت بگیرد. این یکی از عواملی است که باعث میشود آقایان از حدود خود خارج شده و به خود اجازه ی جسارت نسبت به منزلت این افراد بدهند ، یعنی زن را زن ببینند نه انسان. و این تصویریه که خود این افراد از خود ساخته اند ، و اجازه ی جسارت رو هم خودشون صادر میکنند .

این پایین ترین نگاه و ارزشیه که یک زن ، با به رخ کشیدن زن بودن خود ، نه انسان بودنش ، میتونه از خودش نشون بده. چون توجه افراطی  به این بخش از آفرینش زن چه از دید خود زن چه از جهت دید مرد ، باعث میشه که نم نم از مسیر واقعی کمال منحرف شده و " انسانیت " در آنها اسیر امیال نفسانی بشه.

پس حجاب هیچ نوع مانعی نیست. حجاب ابزاریه برای به رخ کشیدن شأن انسانی . چه برای زن و چه برای مرد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 20:39  توسط م. یزدی  | 

بنام خدا

 

السلام علیک یا فاطمه معصومه             السلام علیک یا بنت فاطمه الزهراء

 

امام صادق علیه السلام فرمود : ... در قم بانویی از فرزندان من بنام فاطمه از دنیا خواهد رفت. عوالم ج 21 ص 331

 

ودیعه ی آل محمد ؛ فاطمه ی معصومه سلام الله علیها

 

در مقام حضرت فاطمه ی معصومه سلام الله علیها ، همین بس که آمده : هر که او را با شناخت حقش زیارت کند ، گویا حضرت زهرا سلام الله علیها را زیارت کرده است... . پس اونایی که ناله ی جانسوز:  " اگه که قبر گمشده پیدا بشه... " رو لبشونه ، اونایی که آرزوی زیارت فاطمه ی زهرا رو دارن ، برای زیارت ، به قم ، خدمت فاطمه ی معصومه سلام الله علیها میرن.

 

  
    
القاب حضرت معصومه(س)

  
    
فاطمه:
    
    
ايشان هم نام حضرت زهراعليهاالسلام و فاطمه يا فاطمه كبرى‏ ناميده شده است. در روايتى درباره مقام والا و عظمت‏ شان حضرت زهراعليهاالسلام و علت ‏ناميده شدن ايشان به فاطمه آمده است:

   محمد بن مسلم گفت: از ابوجعفر امام باقرعليه السلام شنيدم كه فرمود:

   فاطمه داراى جايگاهى كنار درِ جهنم است. وقتى روز قيامت مى‏شود، ميان دو چشم هر نفر، مومن يا كافر نگاشته مى‏شود. آنگاه به كسى‏ كه دوستدار اهل‏بيت است و گناهان فراوانى دارد، دستور داده ‏مى‏شود به آتش افكنده گردد. وقتى حضرت فاطمه آن شخص را مى‏بيند، مى‏گويد: بارالها! مولاى من! مرا فاطمه نام نهادى و به واسطه من‏ مى‏خواستى از كسانى كه دوستدار من و ذريه‏ام هستند درگذرى.‏ وعده‏ات حق است و تو از وعده‏ات تخلف نمى‏كنى.
    
    
حضرت معصومه عليه السلام نيز چون حضرت فاطمه زهراعليهاالسلام داراى مقام شفاعت ‏است. و احتمالا ناميده شدن وى به فاطمه بى ‏ارتباط با اين مقام‏ نبوده است. به هر تقدير به واسطه اين بانوى گرامى بسيارى از شيعيان داخل بهشت مى‏گردند. در اين‏ باره امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد: بدانيد براى بهشت هشت در است؛ سه تا از آنها به سوى قم‏ باز مى‏شود. در آنجا بانويى قبض روح مى‏شود. او از جمله ‏فرزندانم، و نامش فاطمه دختر موسى است. به شفاعت او همه شيعيان ‏داخل بهشت مى‏گردند.


    
در آن زمان خداوند عزيز و والامرتبه مى‏فرمايد: درست گفتى، تو را فاطمه نام نهادم و مى‏خواستم به خاطر تو از كسى كه دوستت ‏دارد، و پيرو توست و به خاندانت علاقمند و پيرو آنان است، درگذرم. پيمانم حق است و من خلف وعده نمى‏كنم؛ به اين سبب به‏ بنده‏ام فرمان داخل شدن در آتش را دادم تا تو درباره او شفاعت ‏كنى. تو را شفيع قرار دادم تا براى ملائكه و پيامبران و فرستادگانم و صاحبان اين توقفگاه، جايگاه و منزلتت در پيشگاه من ‏مشخص شود. هر كس را كه ديدى ميان دو چشمش كلمه مومن است، مى‏گيرى ‏و داخل بهشت مى‏كنى.


    
    
امام رضا عليه‌السلام فرمود:«من زار المعصومه بقم كمن ‏زارنى‏»؛ هر كس معصومه را در قم زيارت كند، مانند كسى است كه مرا زيارت كرده است.


    
    «...
الا ان للجنة ثمانيةَ ابواب، ثلاثه منها الى قم. تقبض فيها امراه هى من ولدى و اسمها فاطمه بنت موسى تدخل بشفاعتها شيعتى ‏الجنة باجمعهم»؛ آگاه باشيد، براى بهشت هشت در است؛ سه تا از آنها به سوى قم‏ باز مى‏شود. در آنجا بانويى قبض روح مى‏شود. او از جمله ‏فرزندانم، و نامش فاطمه دختر موسى است. به شفاعت او همه شيعيان ‏داخل بهشت مى‏گردند.


    
    
    
معصومه:


    
حضرت فاطمه معصومه مستغرق در عبادت، و از آلايش به معاصى و زشتي‌ها پيراسته و عصمت مادرش زهرا عليهاالسلام در او تجلى نموده است.


    
بر اساس پاره‏اى از روايات، لقب معصومه از سوى امام رضا عليه السلام به ‏اين بانوى عظيم الشان اعطا گرديد. علامه مجلسى در اين باره ‏گويد: امام رضا عليه‌السلام در جايى فرمود:«من زار المعصومه بقم كمن ‏زارنى‏»؛ هر كس معصومه را در قم زيارت كند، مانند كسى است كه مرا زيارت كرده است.


    
بر اساس روياى صادقه نسب‏ شناس گرانقدر مرحوم آية الله ‏سيدمحمود مرعشى نجفى(م 1338 ه .) اين لقب از طرف امام ‏صادق عليه‌السلام بر حضرت معصومه اطلاق شده است. در اين رويا امام ‏صادق عليه‌السلام به آية الله نجفى كه با دعا و راز و نياز تلاش پى‏گيرى‏ را براى يافتن قبر مطهر حضرت زهرا عليهاالسلام آغاز كرده بود، خطاب ‏فرمود: «عليك بكريمه اهل‏بيت‏»؛ بر تو باد به كريمه اهل‏بيت.


    
كريمه اهل‏بيت:

 
    
حضرت معصومه در زبان علما و فقهاى شيعه به لقب «كريمه ‏اهل‏بيت‏» ياد مى‏شود. از ميان بانوان اهل‏بيت اين نام زيبا تنها به او اختصاص يافته است.

 
    
بر اساس روياى صادقه نسب‏ شناس گرانقدر مرحوم آية الله ‏سيدمحمود مرعشى نجفى(م 1338 ه .) اين لقب از طرف امام ‏صادق عليه‌السلام بر حضرت معصومه اطلاق شده است. در اين رويا امام ‏صادق عليه‌السلام به آية الله نجفى كه با دعا و راز و نياز تلاش پى‏گيرى‏ را براى يافتن قبر مطهر حضرت زهرا عليهاالسلام آغاز كرده بود، خطاب ‏فرمود: «عليك بكريمه اهل‏بيت‏»؛ بر تو باد به كريمه اهل‏بيت.

  
    
لقب‌هاى حضرت معصومه عليهاالسلام از زيارتنامه‏ها


    
تا آنجايى كه ما اطلاع يافتيم، سه ‏زيارتنامه براى حضرت معصومه ‏ذكر شده است: يكى از آنها مشهور و دوتاى ديگر غيرمشهوراست.   


    
اسامى و لقب‌هايى كه براى حضرت معصومه در دو زيارتنامه غيرمشهور ذكر شده، به قرار ذيل است:


    
طاهره(پاكيزه)؛ حميده(ستوده)؛ برّه(نيكوكار)؛ رشيده(رشد يافته)؛ تقيه(پرهيزكار)؛ رضيه(خشنود از خدا)؛ مرضيه (مورد رضايت ‏خدا)؛ سيده طاهره(بانوى پاكيزه)؛ سيده ‏صديقه(بانوى بسيار راستگو)؛ سيده رضيه مرضيه (بانوى خشنود از خدا و مورد رضاى او)؛ سيده ‏نساء العالمين(سرور زنان عالم).


    
لقب‌هاى ديگر آن بانو


    محدثه و عابده و مِقدامه(بانوى پيشتاز) از ديگر صفات و القابى ‏است كه براى حضرت معصومه عنوان شده است.

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 9:43  توسط م. یزدی  |