بسم الله
سلام علیکم . یک مطلبی رو میخوندم گفتم شاید بد نباشه بذارم شما هم بخونید:

فرهنگ انتظار بايسته هايي دارد كه بر دو نوع است ؛
اول بايسته هاي نظري كه شامل شناخت نظري و همه جانبه مهدويت و انتظار و نيز مطالعه در احوال و تاريخ زندگي حضرت مهدي (عج ) آن پيشواي بزرگ است .
دوم بايسته هاي عملي كه ايجاد رابطه عاطفي و معنوي با وجود مقدس امام زمان (عج ) پيروي از فرمانهاي او و آراستگي به فضيلتهايي است كه شايسته ياران مهدي (عج ) است .
اولين ومهمترين ويژگي فرهنگ مهدويت شناخت كامل و راستين وجود گرانقدار امام زمان (عج ) اين ذخيره بزرگ خداوندي است . اهتمام بر شناخت امام لزوم تبعيت وي را در پي خواهد داشت و پيروي از امام نيز ما را در مسير تربيت الهي قرار خواهد داد. انسان با شناخت صفات و ويژگي هاي پيشوايان خود را به صفات ممتاز آنان نزديك مي سازد و راه كمال را در پيش مي گيرد. انديشه در نامها و نشانهاي او تامل در نامه ها و فرمانهاي او تفكر در حكمت و اسرار غيبت تدبر در هدايت معنوي و ولايت تشريعي و تكويني در گستره شناخت امام قابل توجه است .
در روايتهاي فراواني از امامان معصوم (ع ) نيز به شناخت امام زمان (عج ) تاكيد شده است . رسول خدا(ص ) مي فرمايد : « من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميته الجاهليه )(1 ) (هر كه بميرد و امام زمان خود را نشناسد در مرگ جاهليت مرده است ).
انتظار سازنده
انتظار رفع تكليف نيست بلكه فهم تكليف است . از بايسته هاي فرهنگ انتظار درك درست و كامل مفهوم انتظار است . در قاموس بعضي از منتظران انتظار به مفهوم منتظر بودن و دست روي دست گذاردن و همه چيز را به حال خود رها كردن است تا سرانجام امام با ظهور خويش جهان را از فساد و تباهي برهاند. در واقع اين همان انتظار مخرب و ويرانگر و به نوعي رفع تكليف است . انسان با چنين برداشتي از مفهوم انتظار هرگز نمي تواند در جهت اصلاح جامعه گام بردارد.
در انتظار سازنده كه منتظران واقعي دريافت صحيحي از واژه انتظار دارند فهم تكليف نهفته است . منتظر با فهم تكليف به عدالت مي انديشد از هرگونه ظلم و بي عدالتي گريزان است و با هدف فراهم آوردن زمينه هاي دادگري و اصلاح فردي و اجتماعي مي كوشد. بر اساس اين عقيده شخص منتظر با آنكه مشتاق ديدار امام دادگر است خود نيز به مسئوليتهايش آگاه است و در راه دست يابي به آرمانهاي متعالي اش گام بر مي دارد از اين رو ياران مهدي موعود را بايد در ميان جان بركفان انقلاب و دين و حرمت گزاران به خانواده شهيدان وصالحان و نيكان يافت نه در ميان ساكنان ديار بي خبري و نه در جمع رفاه زدگان عافيت طلب .
انتظار در اين مفهوم فلسفه مقاومت است نه عامل تسليم انتظار آگاهانه جز اصلاح و راستي ثمري ندارد وبديهي است كه دستاورد مهم چنين انتظاري اميد به آينده اي روشن است .
ايمان و اعتقاد و ياوران مهدي (عج )
ايمان از مهمترين سرمايه هاي انسان خداجوست . پايداري رشادت و فداكاري مومن ريشه در ايمان حقيقي وي دارد. ياران راستين مهدي از مومناني هستند كه ايمانشان آنها را به مرحله اي رسانده كه هرگونه شك و شبهه اي را از دلشان زدوده است . (2 ) همان كساني كه به نقل از روايتهاي بزرگان دين ترنم روح بخش تلاوت قرآن و مناجات شبانه آنان همچون صداي زنبوران عسل درهم مي پيچيد و از شب تا صبح به راز و نياز با خداي خويش مشغولند . (3 ) (آنان كساني هستند كه ) خدا را با بصيرت درون شناخته اند و ايمان به خدا در اعماق جانشان نفوذ كرده است . در راه تقويت ايمان و اجراي دستورهاي الهي از هيچ چيز هراس ندارند و از نكوهش هيچ سرزنش كننده اي بيم به دل راه نمي دهند. اينان مصداق اين آيه قرآني هستند كه : « ...به زودي خداوند قومي را كه آنها را دوست مي دارد و آنها (نيز) او را دوست دارند و نسبت به مومنان فروتن و بر كافران سرافراز و مقتدرند به نصرت اسلام بر مي انگيزد . » (مائده 54 )
مومنان واقعي كساني هستند كه .... ( در ادامه مطلب بخوانید )
بسم الله و بالله و له الاسماء الحسنی کلها
علیکم السلام.
در پست قبلی بعد از اشاره به بخشی از خطبه ی حضرت زهرا ، که مربوط به حکمت رهنمودهای شریعت بود ، سوالی مطرح شد که حالا قصد بررسی علت اون سوال رو داریم.
سوال این بود که چرا حضرت زهرا در خطبه ای که در رابطه با حق غصب شده اش در مسجد وضع کرده بود ، اشاره به حکمت احکام شرعی داشت؟ چه لزومی داشت؟ مگر شاکی در شکایت نامه خود و مظلوم در ادعانامه ی خود از طرح این مطالب ، فایده ای می برد؟ و بالاخره اینکه این بحث های عمیق نظری درباره احکام شرعی ، با محتوای شکایت حضرت زهرا در رابطه با فدک ، چه ارتباطی دارد؟
در پاسخ باید توجه داشت که این اجتماع در مسجد یک فرصت استثنایی در اختیار فاطمه قرار داده بود. حضور عموم مهاجر و انصار به همراه رجال قدرت و حکومت در یک مجمع عمومی ، برای حضرت زهرا ، قابل تکرار نبود و حتی این بار هم از سر غفلت و بی تجربگی ، به آن تن داده بودند. در این فرصت ، علاوه بر طرح دعوی مربوط به فدک ، برخی از حقایق مکتوم باید آشکار میشد :
فاطمه تا آن زمان گوهری نا شناخته و پنهان در صدف بود . معرفت و کمالات دیگرش ، در پس پرده ی عفاف ، مستور مانده بود. بیانات او که به گوش عموم مردم رسیده باشد هم اندک بود. چون نه فقط فاطمه ، بلکه قهرمان بی مثالی در سخن چون علی بن ابی طالب هم در زمان پیامبر صلوات الله علیه و آله طاهرین ، کمتر لب به کلام می گشودند .
اینک فرصتی برای ظهور و تجلی پیدا شده و روزنه ای از غیب به شهود گشوده شده است. این مجلس دریچه ای بود که برای یک بار ، خورشید ، خود را در آن نمایان کرده بود. مستور بودن این نور ، برای خفاشان خوشایند است ولی آیا ظلم بزرگی در حق شیفتگان حقیقت در طول تاریخ ، به حساب نمی آید؟ چرا فاطمه ناشناخته باقی بماند؟ و چرا بشریت از فیض وجود او محروم بماند؟
به علاوه این علوم و معارف فاطمی ، حاضران در آن مجلس و آیندگان را برای داوری درباره ی اختلاف اهل بیت با مدعیان خلافت آنها ، آگاهی می بخشد و همه ی انسان های حق طلب و با انصاف در مقایسه ی این گونه خطابه ها با سخنرانی های مخالفان ، به میزان دین شناسی آنان پی می برند و درباره ی شایستگی شان برای رهبری جامعه به قضاوت می نشینند.
از نکته هایی که جالب توجه در این موضوع در رابطه با این بخش از خطبه ی حضرت زهرا وجود دارد ، نگاه اجتماعی و دید جامعه شناسانه به قوانین اسلامی است. مثلا وقتی حضرت زهرا از « عدل » صحبت میکند ، حکمت آن را « همدلی مردم » بیان میکند و این به آن معنی است که برای دستیابی به « الفت اجتاعی » با دو ویژگی « نزدیکی قلوب » و « برادری نفوس » باید به سراغ « عدل » رفت ، چرا که « برادری » از « برابری » بر میخیزد.
مفهوم مخالفت این سخن ، انست که نابرابری های اجتماعی که در شکل فاصله های شدید طبقاتی ، خود را نشان میدهد ، از عوامل موثر کینه ورزی بین اقشار مختلف و درگیری بین آنهاست و در جامعه ی نابرابر ، برادری ها قربانی می شود : « فان الفقر... داعیه للمقت » ؛ فقر ، دشمنی را پدید آورد . (نهج البلاغه / حکمت 319)
پس در جامعه ای که اختلاف فاحش طبقاتی ، عده ای را در پایین ترین درجات فقر و عده ای را در بالاترین مراحل غنا قرار داده ، سخن گفتن از آروزی همدلی و اتحاد ملی داشتن ووو بیهوده است.
در شرایطی که تبعیض بر همه عرصه های معیشت و زندگی سیطره یافته ، و علایم آن نه فقط در چرخه ی اقتصاد ، بلکه در تعلیم ، تربیت ، سیاست ، ورزش و... آشکار شده ، و ثروتمندان ، زمامداران حقیقی شده اند ، تدبیر نهایی و نهانی همه ی مسائل را بدست گرفته اند ، از شعار وحدت ، کاری ساخته نیست و چنین شرایطی ، خود زمینه ساز بروز خشونت و انتقام گیری است که به فرموده ی امام علی علیه السلام : « و الحیف یدعوا الی السیف » ؛ بیدادگری ، شمشیر را به میان آورد.
حیف به معنی انحراف از عدل به ظلم است . و مقصود اینست که بی عدالتی ، ستمدیدگان را به درگیری و مقاومت فرامی خواند تا خود را از زیر بار ظلم نجات دهند.
خداوند عدالت و دادگری را بر دولتمردان لاز کرده تا در میان مردم همدلی بودجود بیاید ؛ این تعبیر گویای آنست که در جامعه ی اسلامی ، ارج نهادن به شخصیت انسان ها و گرامی داشتن مردم ، تا چه اندازه دارای اهمیت است. توجه به خواست مردم و تلاش برای جلب رضایت آنها ، از ویژگی های دولت اسلامی است.
این بخش در مورد عدل رو گفتم مثال بزنم و در مورد همدلی و اتحاد عموم مردم حرف بزنم ، چون امسال هم سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی ، نامیده شده!
والسلام.
التماس دعا
بسم الله و بالله و له الاسماء الحسنی کلها
سلام علیکم و عرض تبریک مجدد بمناسبت سال جدید .
داشتم بخشی از خطبه حضرت زهرا رو در جریان فدک میخوندم ، البته این خطبه بخش بخشش قابل بحث و تفسیر و بررسیه...
توی یه بخشی از خطبه که مربوط به احکام اسلام میشه ، حضرت زهرا با بیاناتی کوتاه و عمیق ، فلسفه ایمان (سبب تطهیر شما از شرک) ، نماز (وسله ی پاکی از کبر و غرور )، زکات ( موجب تزکیه ی نفس و نمو روزی ) ، حج ( وسیله ی تقویت آئین اسلام ) ، روزه ( عامل تثبیت اخلاص ) ، عدالت (مایه ی هماهنگی دل ها ) ، امامت (امان یافتن از تفرقه ) ، جهاد ( موجب عزت یافتن اسلام ) ، صبر ( وسیله ای برای جلب پاداش الهی ) ، امر به معروف ( برای اصلاح توده های مردم ) ، احسان به والدین ( وجب پیشگیری از خشم خداوند ) ، صله ی رحم ( وسیله ی افزایش جمعیت و قدرت و طولانی شدن عمر ) ، قصاص ( وسیله ی حفظ نفوس ) ، وفاء به نذر ( موجب آمرزش ) ، رعایت حقوق در معاملات همان جلوگیری از کم فروشی ( وسیله ی مبارزه با کمبودها ) ، حرمت شرب خمر که همان نهی از شرابخواریست ( سبب پاکسازی از پلیدی ها ) ، پرهیز از قذف که همان پرهیز از تهمت و نسبت های ناروا ( که حجابی در برابر غضب پروردگار است ) ، ترک دزدی ( برای حفظ عفت نفس ) و پرهیز از شرک را ( برای اخلاص بندگی و ربوبیت حق ) بیان میکند. و ایشان در ادامه می فرمایند : اکنون که چنین است تقوای الهی پیشه کنید و آنچنان که شایسته ی مقام خداوند است از مخالفت فرمانش بپرهیزید و تلاش کنید که مسلمان از دنیا بروید( آیه 102 سوره آل عمران )
خدا را در آن چه امر یا نهی فرموده اطاعت کنید ، چرا که :
از میان بندگان خداوند ، تنها عالمان و آگاهان از او می ترسند و احساس مسئولیت میکنند ( آیه 28 سوره فاطر )
این فهرست کوتاه ، گویای نگرش جامع به احکام اسلامیست ، چون حضرت زهرا به ملاحظه ی محدودیت های مختلف ، فرصت برشمردن همه ی احکام و تبیین حکمت هر یک از آنها را ندارد ، ولی با یک نگاه گسترده و در یک انتخاب پسندیده ، عالی ترین نمونه ها را ارائه می دهد .
در این نگاه نه به عبادات اکتفا شده و نه به سیاست ، نه به مسائل اخلاقی بسنده شده و نه به مسائل اجتماعی ؛ و در عین حال ، در این سبد گلچین شده از احکام ، از هر نوع گل ، نمو نه ای یافت می شود این گونه تعلیمات فاطمی ، مسلمانان را از یک بعدی نگریستن به احکام اسلامی و به فراموشی سپردن بخشی از برنامه های مکتب اسلام ، بر حذر می دارد.
حضرت زهرا تنها به بفهرست کردن قوانین اسلامی اکتفا نکرده ، بلکه به حکمت و مصلحت هر یک نیز اشاره کرده است. با استفاده از این شیوه برای تبیین و تحلیل احکام اسلامی ، حکمت واجبات و محرمات به شکل کاملا زنده و ملموس مطرح می شود و در پی آن ، توقع اطاعت و پیروی عادلانه ، بجا بنظر می آید.
برای همین حضرت زهرا می فرمایند : « فاتقوا الله و حق تقاته » (۱۰۲ آل عمران) ؛ دستور به تقوای کامل بر آن رهنمود های همراه با حکمت می آموزد که در هدایت و وصل به مطلوب ، از توجیه و تفسیر عقلانی باید کمک گرفت و درک حکمت احکام و جستجو از فلسفه ی آنها را نباید آفت روح تعبد ، به حساب آورد. بلکه این آگاه سازی ، زمینه ساز اصلاح عملی و پشتوانه ای برای اجرای قانون ( قوانین اسلامی ) است.
توجه به این نکته ، بخصوص در شرایطی که رشد عقلانی بشر ، شتاب فراوان گرفته است ، حائز اهمیت فراوان می باشد ، ما آدمهای امروز ، بیش تر از گذشتگان ، تشنه ی این حکمت ها که پاسخ به سرگردانی هایی که انسان رو در حیرت فرو برده و ناشی از غرق شدن در دنیای امروزه ، هستیم.
حضرت زهرا با انتخاب این موضوعات که دقایق لطیفی را ارائه می دهند ، حاضران و مخاطبان را به مطلب دیگری نیز متوجه میکند ، و این سوال رو در ذهن مخاطبان بوجود می آورد که :
فاطمه سلام الله علیها ، برای تدریس فقه ، و یا کشف نقاب از اسرار احکام به مسجد نیامده ، با اینکه خطبه اش در مسجد در جریان فدک ، به قصد موشکافی در معارف عمیق و آشکار کردن رموز آن هم نیست . پس واقعا فاطمه در ذکر این مطالب صرفا علمی ، چه هدفی رو دنبال میکنه؟
اگر فاطمه ، باز پسگیری حق مغصوب خودش رو در نظر داره و فلسفه ی این خطبه در برابر خلیفه ، چیزی جز این نیست ، پس چه حکمتی در پرداختن به این مباحث از جانب حضرت زهرا وجود داره که به حکمت احکام اشاره میکنه؟
انگار این پست خیلی طولانی شد ، جوابش بمونه انشاءالله برای پست بعد!
فعلا ![]()