بسم الله الرحمن الرحيم
سلام ، امیدوارم همگی خوب باشید . ببخشید یکم! طولانی شد.
و اما ادامه ی ماجرا...!
سلمان فارسی نقل میکند: حضرت زهرا سلام الله پس از ملاقات با حوریان بهشتی ، از خرمای خوشبویی که به آن حضرت تقدیم داشتند ، مقداری به من عطا فرمود که در شهر مدینه با هر یک از اصحاب رسول خدا صلوات الله علیه ملاقات میکردم ، میگفت : چه عطر دلنشینی؟ آیا مشک ناب باخود داری؟
این ماجرای شگفت آور را برای حضرت زهرا سلام الله علیها بازگو نمودم ، در حالی که متبسم و خوشحال بود فرمود: این خرمای بهشتی از درختی است که برای یکی از دعاهای من آفریده شده و من آن را از رسول خدا صلوات الله علیه آمختم و آن دعا اینست :
( لازم به ذکره که توی مفاتیح ها و کتب ادعیه مختلف دعا همان طور که در دو پست قبلی آمده ذکر شده ولی در این کتاب: فاطمه گل محمدی ، نوشته ی سیدجواد هاشمی و تنظیم زهره حمیدی میباشد ، چنین آمده : )
بسم الله النور ، بسم اللخ الذی یقول للشیء کن فیکون ، بسم الله الذی یعلم خائنه العین و ما تخفی الصدور ، بسم الله الذی خلق النور من النور ، بسم الله الذی هو بالمعروف مذکور ، بسم الله الذی انزل النور علی الطور بقدر مقدور فی کتاب مسطور علی نبی محبور.
به نام خدای نور . به نام خدایی که به هر چیز گوید باش ، پس مشود. به نام خدایی که چشم ها و نگاه های پنهان و راز سینه ها را میداند. به نام خدایی که آفرید نور را از نور. به نام خدایی که به نیکی یاد میشود. به نام خدایی که نور را بر کوه طور نازل کرد به اندازه ای معین ، در نوشته ای بر پیامبری عظیم.
و در ادامه در این کتاب آمده که : حضرت به سلمان فرمود :ای سلمان! هر صبح و شام ، این دعا را بخوان که برایت منشاء آثار و برکات خوبی خواهد بود.
توی مطلب قبل گفتم در بسیاری از مفاتیح ها آمده که برای رفع تب این دعا آموخته شده توسط حضرت زهرا! اینجا هم ذکر شده این دعا میتواند برای انسان منشاء برکات باشه...
هر دوی اینها درست! چون تجربه ثابتشان کرده البته برای یوقنون!
ولی اصل کاری یه تجربه شخصیه که میخوام براتون از این دعا بگم:
مدتی بود ، رفته بودم تو نخ این دعا... تا...
شنیدید میگن فلانی را تب فلان کار گرفته !؟ یا فلانی همیشه در کارهاش یه شوری داره اولش ولی بعدش زود سرد میشه؟
این رو از طرف من بزنید دنبال آثار و برکات این دعا که اون تب در تصمیم گیری ها و کارها هم با این دعا دفع میشه از اعمال و کارهای انسان!
و اینکه دریافتم مداومت در خوندن این دعا و انس گرفتن با عباراتش ، نه تنها تب! رو Ignore میکنه! قلب هم دچار حالی میشه که نسبت به یاد قیامت و خدا هرگز دچار غفلت نمیشه... میگید نه!؟ امتحان کنید...!
خدایا بحق این دعا و بحق صاحب این دعا ما رو در مداومت در این دعا و فهم مفاهیم عمیق تری از این دعا یاری فرما. آمین.
سلام علیکم.
توی مفاتیح های مختلف! و کتب ادعیه و چند کتاب در مورد زندگی معصومین که بگردین ، به چندین روایت از چگونگی پیدایش دعای نور برخورد میکنید:
1. دعای نور را حضرت زهرا سلام الله علیها برای رفع تب ، یاد دادند.
2. خرمایی از بهشت نزد فاطمه سلام الله علیها برای سپردن به سلمان فارسی رسید که این خرما هسته نداشت و در جواب سوال سلمان ، فاطمه سلام الله علیها فرمود: هسته ی آن کلمه ایست که آن را بتو می آموزم ، صبح و شام آنرا بخوان تا ... و آن کلمه دعای نور بود!
تا چی!؟ نه برای دفع بیماری تب! واقعا برای چی!؟
ادامه دارد....
چند وقتی بود که دنبال پیدا کردن ریشه پیدایش دعای نور بودم ، حقیقتش به چیزایی برخورد کردم که عجیب متعجبم کرد... بواقع ریشه پیدایش این دعا چیست؟

بسم الله الرحمن الرحیم
بنام خداوند بخشنده مهربان
الم ترکیف فعل ربک باصحاب الفیل… .
آیا ندیدی چه کرد پروردگار تو بایاران فیل..؟… .
(سوره فیل)
---------------------------------------------------
پ.ن : اعلام صدور حکم اعدام صدام حسین از صداو سیمای جمهوری اسلامی ایران و تصاویر خوشحالی "بچه" و "زن" و "مرد" های عراقی!
این صدام حسین همانست که میخواست3 روزه ایرانو بگیره؟
بسم الله الرحمن الرحیم
بنام خداوند بخشنده مهربان
اذا جاء المنافقون قالوا نشهد انک لرسول الله و الله یعلم ان لرسوله و الله یشهد ان المنافقون لکاذبون... .
هرگاه منافقان (ریاکار)نزد تو آمده و گفتند:که ماگواهی میدهیم تو رسول خدایی،(فریب مخور)خدا میداند که تو رسول خدایی و خدا گواهی دهد که منافقان همانا دروغگویانند… .
(سوره منافقون)
--------------------------------------------------------------------
پ.ن : - خوشحالن خیلی!!
- اما من خوشحال نیستم…!
- مثل فرعون حکومت میکرد…!!
- آره..! ولی… خوشحالی رو میگم…! از این "صدا و سیما" …!؟ هرچند وعده خدا حقه... اینبار نوبت صدام حسین بود!
- میفهمم!!
- یاد اون سر فصل از کتاب آقای مطهری افتادم (سبکهای مختلف در رفتار) :
"مثلا رهبرهای اجتماعی و سياسی ، بعضی اساسا سبكشان يعنی آنچه كه بدان اعتماد دارند فقط زور است ، يعنی جز زور به چيز ديگری ايمان و اعتماد ندارند . منطقشان اين است : يك گره شاخ از دو ذرع دم بهتر است . يعنی هر غير از زور چه هست بريز دور ، سياستی كه الان آمريكائيها در دنيا عمل میكنند كه معتقدند مشكلات را فقط و فقط با زور میشود حل كرد ، غير زور را رها كن . بعضی ديگر در سياست و در اداره امور بيش از هر چيزی به نيرنگ و فريب اعتماد دارند : سياست انگليس مابانه ، سياست معاويهای . آن اولی سياست يزيدی بود . يزيد و معاويه هر دو از نظر هدف يكی هستند ، هر دو شقی و اشقی الاشقياء هستند ولی متود يزيد با متود معاويه فرق میكند.
متود يزيد الدرم بولدرم يعنی زور بود ولی متود معاويه بيش از هر چيز ديگر نيرنگ ، فريب ، نفاق ، حقه بازی و مكاری بود. يك نفر ديگر ممكن است متودش بيشتر اخلاق به معنی واقعی باشد نه تظاهر به اخلاق كه باز میشود همان نيرنگ معاويهای ، صداقت ، صفا و صميميت.
تفاوت سيره علی ( ع ) و سيره معاويه در سياست در همين بود."
- سیاست صدام کدام بود!؟
- همان سیاست اولی. مشابه اون سیاست و نیز سیاست دوم که سیاست مکر و نیرنگه همین الان هم در دنیا نمومه اش هست...
- ولی جدا از اینها ، یکی! میگفت: از همون موقع که خاک عراق به خون امام حسین علیه السلام آغشته شد... عراق هم نفرین شد!!
حالا نگفتی چرا خوشحال نیستی!؟
- چون صدام رو یکی کثیف تر از خودش اعدام میکنه! که اون خودش...
خدایا ما چشم براه فرزند فاطمه ایم...
خدایا در آمدنش تعجیل کن
بنام خدا
سلام به همگی... حالتون چطوره؟ من که هنوز از دیشب توی کیفور!ش!! حال خودمو نمیفهمم! آخه دیروز کلی برای خودش خاطره انگیز شد ، بچه های فوتبال دوست و البته پرسپولیسی ها دیروز روز بسیار خوبی بود براشون...! و...برای من خوبتر هم شد با چند اتفاق دیگه که یکیشم همین بود...:
وبلاگ رو میگم...خیلی ها شاید اصلا توی باغ هم نباشن! وبلاگ رو حذف کرده بودم! دیشب یکی از دوستای گلم! آمد و پسورد وبلاگو گذاشت توی دستم و...!
میخواهم همینجا بخاطر کارش ازش تشکر کنم ، اینکه دوباره تمام مطالب وبلاگ رو تونست برگردونه! خیلی زحمت کشید...هنوز هم باورم نمیشه... خیلی خوشحالم! خب دلم تنگ شده بود![]()
البته همینطور که می بینید تمام لینک ها حذف شدن... تا اونجا که یادم باشه اضافه میکنم ، خواهش میکنم یادآوری کنید تا... (خود وبلاگها یادم هستن ولی آدرسشو دقیق تو یادم نیست...)
از این به بعد هم ، همراه دوست عزیزم ، ثنا... توی وبلاگ مینویسم... تبریک بگید دیگه! ما برگشتیما مثلا...![]()